زين الدين محمود واصفى

393

بدايع الوقايع ( فارسى )

دوستان را نوازش و اكرام * دشمنان را گدازش و دشنام همچو آئينه‌اى كه « * » پيش آرند * هريكى نقش خويش بردارند [ پوشيده نماند كه صورت مدح به سياهى مكتوب شده و سيرت ذم به سرخى منقوط گشته و سمت انتقاش پذيرفته . قطعه به سياهى نسيم عنبر و مشك * چون نوشتم از او برون آمد چون به سرخى صفات مذمومى * گشت مرقوم بوى خون آمد ] « 1 » : حبيب محبت مزيد پناه سپاه عبيد مصر على رحمة بلندترين بلند خبيث مخنث مرتد تباه سياه عنيد مضر على زحمة پليدترين پليد انام عاقل كياس بخش تمام مسير خير كثير حر زبردست باخير ايام غافل كناس نجس نمام مستر حيز كنيز خر زيردست ناچيز پيوسته در زبان است مقبول دليل تيز گفتار بر سرير عز مادر پيوسته « 2 » در زيان است مقتول ذليل پير كفتار پر شرير غر مادر فاخر محرم غنى رحيم ؟ ؟ ؟ فاحس ؟ ؟ ؟ قابل ؟ ؟ ؟ لانه ماده پر فاجر مجرم غبى رجيم جنان فاحش نحس قاتل شقى لانه ماده پر فيض حسن حفى متين متبحر دور محور فلك حور مظهر اسرار قبض ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ منتن متبخر دور مجور فلك جور مظهر اشرار غيب گل‌عذار با زيب جنسش فزود مايه حرس « 3 » نشاط كل فاضل عيب گل غدار با ريب جنسش فرود مايه خرس بساط گل فاضل

--> ( 1 ) - در نسخه‌هاى P ، B ، B 2 ، B و نسخهء شماره 1440 و نسخهء شماره 3392 آمده است . ( 2 ) - پيوسته ( ؟ ) به نوشته ( ؟ ) ( 3 ) - جرس ( ؟ ) ( * ) س 1 : همچو آئينه كه