زين الدين محمود واصفى
386
بدايع الوقايع ( فارسى )
آن امام اهل عرفان هادى راه سلوك * سرور حكام عالم اكمل كل ملوك اى كريم بزم عالم ، منبع جود و كرم * وى سپهر مهر احسان ، حاكم عالى همم هم مه اوج عطائى ، هم گل بستان عدل * هم پناه اهل دينى « 1 » ، هم شه ملك كرم ملك دنيا را همامى ، اهل عالم را امام * اعلم ارباب علمى ، فارد كل امم كردى آبادان بسيط ملك عالم را بعدل * ز آنكه باانصاف « 2 » كسرى آمدى و راى جم چون بصوب مدعى روى آورى هنگام كين * كى بود اعدات را جا جز بيابان عدم دينپناها ، يابد از دولت نصيب آنكس كه وى « 3 » * گويدت از جان دعا ، مانند صاحب دمبدم « 4 » اى قباد الهام دارا عدل افريدون جناب * جاودان باشى بعالم ، كامران و كامياب و اين فقير حقير را به مولانا صاحب دارا از جانب والده خويشى نزديك بود . روزى با والد « 5 » خود به خانهء ايشان رفتيم . بسيارى از اهل كمال و ارباب فضيلت حاضر بودند . به والد اين فقير خطاب فرمودند كه : مدت مديد و عهد بعيد است كه شنيده مىشود كه پسر شما طالب علم ( 77 a ) موجه و حافظ
--> ( 1 ) - P : عالم ( 2 ) - T : اوصاف ( 3 ) - T : ديد ( 4 ) - A : اين بيت را ندارد ( 5 ) - B : والده