زين الدين محمود واصفى

383

بدايع الوقايع ( فارسى )

سنهء 912 « 1 » در خلال چارده روز از شهر نخشب كه آن را قرشى و نسف [ نيز ] خوانند مراحل طى كرده ، چون بدر كامل از افق دار السلطنهء هرات طلوع فرمود - قصيده‌اى گفته كه ظاهرش بر دعاى دولت گردون ثبات و بر باطنش « * » بر تاريخ توجه و نزول به دار السلطنهء هرات است . همگى اركان مصراع اول به حساب جمل بر تاريخ توجه ، [ و ] تمامى اجزاى مصراع اخير بر نزول و فتح خان گردون‌سرير دلالت مىنمايد . مناسب نمود كه اين كتاب را به اين دو نظم لطيف مزين [ و مجلى ] گردانيم . هذه القصيدة المذكوره : « 2 » شاد زى اى دل كه آمد داور دار جهان * پادشاه جمله دوران ، باسط امن‌وامان والى اقليم دولت ، بانى بنيان حكم * حاكم كل ممالك ، داور صاحب‌قران چابك ميدان هيجا ، طالب خيل عدو * آنكه از وهم نبردش جمله اعدا داده جان فوج حاسد را حسام قهر او سازد هلاك * پير عالم را نم الطاف وى « 3 » سازد جوان گر بوى دشمن دم از هيجا زند يابد فنا * لاجرم ز آن حال سودى نبودش الا زيان اى قبادآئين داراحكم افريدون‌پناه * وان جم اوصاف سكندركام افلاطون‌بيان « 4 »

--> ( 1 ) - T صفحه 212 a : سنه توقوز يوز اون ايكى دا ( 2 ) - B ، P : المذكوره ، نور اللّه مرقد و برد مضجعه ( 3 ) - A ، B 2 ، T : الطاف او ( 4 ) - A : افلاطون‌پناه ( * ) س 3 : كذا ، ظاهرا : گردون و باطنش