زين الدين محمود واصفى

377

بدايع الوقايع ( فارسى )

نقل مىكردند . يكى از معميات [ وى ] اين بود كه : فصل بهار و لاله و روى نگار ماست * ساقى ز بعد اين دو سه دور اختيار ماست يكى از ياران اين فقير ( 73 a ) به آن معمائى مبلغ يكصد تنگه گرو بست كه فلانى اين معما را بىنام « 1 » مىشكافد . و با جمعى به خانهء اين فقير آمدند . اتفاقا پنج روز بود كه فقير را مرض حصبه روى داده « 2 » بود و صاحب فراش بودم . چون اين جماعت بر سر بالين من جمع شدند ، گفتند كه : حقا كه ما از اين حال خبردار نبوديم . يكى از آن جماعت اظهار اين معنى « 3 » نمود . فقير گفتم كه : آن معما را بخوانيد . گفتند : چه محل اين است ؟ فكر مفرط [ موجب ] اشتداد و امتداد مرض مىشود . فقير مبالغه كرده ، آن جماعت را به خواندن آن معما سوگند دادم . چون آن معما خوانده شد ، به اندك تأمل گفتم كه : نام سيفى از اين معما استخراج كرده شد ، نمىدانم كه همين است يا غير اين ؟ آن معمائى را حيرت غريبى دست داد و مبلغى كه گرو بسته بودند همانجا تسليم كرد ، و فوطهء يزدى كه به پنجاه [ تنگهء ] خانى ارزيد به اين فقير نياز كشيد . مولانا صاحب دارا كه از ياران نامى و مصاحبان گرامى اميركبير ، فلك جناب مشترى راى عطارد اكتساب ، ولايت‌پناه ، هدايت دستگاه ، مطلع انوار رحمت الهى ، مظهر آثار عواطف پادشاهى ، نظام الحق و الحقيقة و الدنيا ( 73 b ) و الدين امير عليشير روح اللّه روحه [ و زاد فى غرف الجنان فتوحه ] بود ؛ چون آفتاب عمر اين اميركبير به سرحد زوال رسيد و طاير روح مطهرش قفس قالب را شكسته برفراز كنگرهء عرش مجيد منزل گزيد « 4 » ؛ صغير و كبير ،

--> ( 1 ) - A ، C : نام ناگفته ( 2 ) - نسخ ديگر : واقع شده ( 3 ) - A : آن حال ( 4 ) - A : منزل گرفت