زين الدين محمود واصفى
344
بدايع الوقايع ( فارسى )
كرده دل از ظن و تخمين منتظم اركان « 1 » نظم * جامى آن را ساز طى ، ور خود بود معجز نظام شعر چبود چشم عقل از جهل در شر دوختن * چشم عقل از جاهلى در شر چه دوزى بر دوام آفت از خويش است بس باشد در اين غربتسرا * گوشهء بىخويشى و گنج سلامت و السلام و ديگر چند بيت كه در صدر قصيده كه در مدح يعقوب بيك واقع شده : قاصد رسيد [ و ] ساخت معطر مشام من * در چين نامه داشت مگر نافهء ختن آن نامه نيست بلكه پى تحفه باغبان * چيد از چمن بنفشه و پيچيد در سمن هرگز نديده نرگس چشمى به باغ دهر * زينسان دميده سنبل مشكين ز نسترن نشكفته غنچهاى است چو پيچيده بينمش * همچون دهان غنچهدهانان پر از سخن عنبرفشان گلى است چو بگشاده خوانمش « 2 » * بر سبزهء تر و گل سيراب خنده زن نسرين برى « 3 » گرفته به بر زلف مشكبوى * گلچهرهاى نهاده به رخ جعد پرشكن تختى است خوش ز عاج كه صفصف نشستهاند * بر وى به ناز هندوكان « 4 » برهنه تن
--> ( 1 ) - T : منتظم در كان ( 2 ) - A : بينمش ( 3 ) - A : پرى ، در P اين بيت نيست ( 4 ) - T : هندويكان