زين الدين محمود واصفى

319

بدايع الوقايع ( فارسى )

اوق موق تنكرى هم اوشنداق ايتب دور كه الْقارِعَةُ مَا الْقارِعَةُ « 1 » . چون اين كلام مهمل را « 2 » شنيدم آتشى در درونم افروخت و متاع صبر و طاقتم بسوخت . گفتم كه : اى سفلهء دون و اى سگ بدبخت ملعون ، اگر شمه‌اى از شمايم گفتارت به گلستان ارم و سرابستان خلخ و تتار وزد ، چون آشيانهء جعل بگنداند ؛ و اگر نفحه‌اى از فوايح كلام قباحت انجامت بر صحراى چين و ماچين گذرد ، ناف آهوان را چون « 3 » خيشوم شومت گرداند ؛ شرم نمىدارى كه كلام ربانى و تنزيل سبحانى را اين‌چنين معنى مىگوئى ؟ چون اين سخن شنيد آغاز بىحيائى و بنياد شطاحى نموده گفت : هى ، ملا تَبَّتْ يَدا أَبِي لَهَبٍ « * » وَ تَبَّ « 4 » و قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ « 5 » را چه مىفرمايد ؟ مولانا خواجه على اوبهى « 6 » - كه يكى از ظرفاى تاشكند و ندماى بىمانند بود - فقير را گفت : مولانا برخيزيد و زودتر بگريزيد . از صحبت بد دور « 7 » به صد مرحله بگريز * تا در دهن شير نيفتى ز خصالش و گفت : مرا [ خود ] طاقت شنيدن اين مهملات و تحمل استماع اين مزخرفات نيست . به اتفاق وى از حضرت سلطنت‌پناهى رخصت طلبيده متوجه تاشكند شديم . بعد از چهل روز رايات نصرت آيات [ خاقانى و اعلام ظفر انجام ]

--> ( 1 ) - T : سز ايتادور سيز كيم قيلچ مليچ قلقان ملقان اوق موق تنكرى هم اوشنداق آيتب تور كه الْقارِعَةُ مَا الْقارِعَةُ ( 2 ) - A ، C : كلام او را ( 3 ) - نسخ ديگر : مانند . ( 4 ) - قرآن سوره 111 آيه 1 ( 5 ) - قرآن سوره 109 آيه 1 ( 6 ) - A ، C : او ؟ ؟ ؟ ، P ، B : اوياى ( 7 ) - A : از صحبت دون ، در C تصحيح شده : از صحبت دونان تو ( * ) س 8 : ثبت يد أبى لهب .