زين الدين محمود واصفى

315

بدايع الوقايع ( فارسى )

افزون . موكب دولت مناقب حضرت اعلى خاقانى ، سليمان مكانى ، سيونج خواجه خان به عزيمت ييلاق متوجه گشته ، لب آب كلس را كه از نهر سلسبيل خبر مىداد مضرب خيام همايون گشت و اوتاد و اطناب در آن منزل از نجوم و شهاب درگذشت . روزى در مجلس شريف سلطانى نشسته بوديم ، از هربابى سخن در پيوسته ؛ در آن اثنا پسر قراقاضى محمد باقى از ولايت تركستان آمد و به تقبيل عتبهء سپهر احتشام عرش احترام شرف استسعاد يافت . همراه او اعجوبهء عجايب المخلوقات واضحو كه اى از غرايب المصنوعات آمد . آمد برون ز فرقهء ياجوج مردكى * از گوه « 1 » ريشكى و بر آن ريش تيزكى در چنگ پور قاضى يسى « 2 » بعينه * همچون مگل فتاده « * » به منقار لكلكى پوله كونى « 3 » چو هندوانه خنك * ريشكى همچو پشم خايه تنك به قد و قامت مانند همت دونان در غايت پستى ، و در جهل و حماقت در نهايت زبردستى ، كريه منظرى كه ديو از طلعتش برميدى . قبيح پيكرى « * * » كه شيطان از عار و ننگ به خواب او درنيامدى . قدوة المناحس منبع التلابيس معلم و مؤدب ابليس ، كوف « 4 » [ و ] « 5 » بوم نكبت و فلاكت ، غراب تراب مزخرفت و شقاوت . [ نظم ] :

--> ( 1 ) - A ، C : كوز ( 2 ) - T : يسنى ( 3 ) - A ، C ، P ، B 2 : كوى ، B : كنى ( 4 ) - P : كوت ( 5 ) - فقط در P ( * ) س 13 : همچون مسكل فتاده ( * * ) س 17 : قبيه پيكرى