زين الدين محمود واصفى

287

بدايع الوقايع ( فارسى )

اين فقير است [ و ] به واسطهء مقولهء الامور مرهونة باوقاتها در پردهء توقف مانده مناسب چنان مىنمايد كه اين امر در حضور ملازمان به وقوع انجامد . پس به اتفاق در تحقيق حال علما و فضلا - كه صدر الكتاب احوال ايشان لايق توقيع أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ « 1 » بوده « 2 » و فصل الخطاب ابواب اخلاق ايشان به طغراى إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها « 3 » موشح مىنمود - تأمل و تدبير فرمودند . لايق‌تر و مناسب‌تر بدين منصب سنية المراتب عالىجناب معالى انتساب مولانا الاعظم البارع الوارع المتورع خلف اعاظم العلماء المحققين ، مقوى مراسم الشعر المتين ، جامع الاصول و الفروع ، حاوى المعقول و المشروع ، مولانا كمال الدين حاجى تبريزى به خاطر رسيد . بعضى از نواب درگاه عالم‌پناه به ذروهء عرض رسانيدند كه : مولانا شمس الدين محمد خراسانى كه ابو حنيفهء ثانى ملقب است اليق و انسب مىنمايد ، زيرا كه در ولايت خراسان در سلسلهء سلطان حسين ميرزا او را بدين امر تكليف نموده بودند و او از اين منصب ابا و استغنا نموده بوده . همين دليل است ساطع و حجت « 4 » است قاطع بر سزاوارى او بدين منصب . امير عرب فرمودند [ كه ] : اين قضيه مانعة الجمع نيست . و در همين مجلس از براى هر دوى ايشان نشان نوشتند و به سمرقند فرستادند . و امير عرب متوجه تركستان شدند . چون موالى مشار اليهما « 5 » در ولايت بخارا به مسند عالى صدارت « 6 » استناد يافتند ، امرا و اركان دولت دو فريق گشتند . هرفريقى به يكى از اين دو صدر عالىقدر توسل جستند . در سلسلهء عبيد اللّه خان تذبذب و تزلزل به ظهور

--> ( 1 ) - قرآن سوره 39 آيه 22 ( 2 ) - A ، C : نموده ( 3 ) - قرآن سوره 4 آيه 58 ( 4 ) - T : محتسب ( 5 ) - B 2 به غلط : چون خواجه نظام ( 6 ) - P ، T ، B ، B 2 ، نسخ شماره 3392 و 1320 و 698 وزارت .