زين الدين محمود واصفى
283
بدايع الوقايع ( فارسى )
فرمود « 1 » كه : اى فرزند واقف باش [ كه ] محتالهء دنيا ترا فريب ندهد و مرغ دلت را در دام غرور نيفكند ، وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا مَتاعُ الْغُرُورِ « 2 » و اين قطعهء ابن يمين را خواندند . « 3 » شنيدم كه عيسى عليه السلام * تضرعكنان گفت كاى كردگار جهان و جهان فريبنده را « * » * چنان كآفريدى به چشم من آر بدين آرزو مدتى برگذشت * همىكرد روزى به دشتى گذار زنى را در آن دشت از دور ديد * نه اغيار با او رفيق و نه يار به دو گفت عيسى كه تو كيستى * چنين دور مانده ز خويش و تبار چنين داد پاسخ كه من آن زنم * كه كردى « 4 » مرا مدتى انتظار چو بشنيد عيسى شگفت آمدش * مرا - گفت - با صحبت زن چه كار به پوزش درآمد زن آنگاه و گفت * جهان است نام من اى نامدار
--> ( 1 ) - T : بوابياتلار دين سونك ديدى كيم ( 2 ) - قرآن سوره 57 آيه 20 ( 3 ) - در A بجاى اين قطعه اين عبارت است : « و قطعهء ابن يمين را كه در باب ديدن حضرت عيسى زال دنيا را گفته است خواندند » ( 4 ) - T : بودى ؛ B 2 : كشتى ( * ) س 6 شايد : جهان جهان و فريبنده را