زين الدين محمود واصفى

268

بدايع الوقايع ( فارسى )

هر [ گز ] عشر و عشير آن به خاطر خطور نمىكرد . [ بيت ] از آن‌طرف نپذيرفت قدر او نقصان * وز اين طرف شرف روزگار ما گرديد و به صلهء غزل مذكور سر و پاى خاصهء خود را كرامت فرمودند . در درون قلعهء صبران بانى مبانى عدل و احسان حضرت عبيد اللّه خان به بناى مدرسه‌اى امر فرموده بودند ، كه قدوسيان ملأ اعلى كواكب و نجوم سپهر را ، كه خشت پاره‌هاى بيت المعمور عبارت از آن تواند بود ، از براى بناى آن مدرسه در ميدان فلك هرطرف انباشتند . اما معماران نادره كارش آنها را لايق نديده همچونانش « 1 » در صحراى فلك پراكنده گذاشتند . شب و روز عنبر و كافور شام و صبح را از براى گل در ميدان سپهر بسى مكمل ساختند ، ليكن مهندسان استاد كارش مناسب نديده به آن نپرداختند . گردون از براى شمسهء پيش طاق ايوان و از بهر قالب پهلوى رفيع المكانش خورشيد و هلال را مهيا ساخته ، پسندكار ايشان نيامده لاجرم هركدام را به گوشه‌اى انداخت . [ نظم ] آسمان حلقهء زرين هلال * از براى در او كرد خيال ميخ‌هاى زر انجم مگرش « 2 » * كه فلك ساخته از بهر درش زلف دلدار « 3 » ز زنجيرش بين * گره اندر گره و چين در چين بود هرحجرهء او قصر بهشت * و اندر او طرفه بتى حور سرشت و اندر آن فرقهء طالب علمان * چون‌كه در روضهء رضوان غلمان

--> ( 1 ) - C , A : همچنان ( 2 ) - B 2 , C : نگرش ( 3 ) - T : آويزه