زين الدين محمود واصفى

261

بدايع الوقايع ( فارسى )

شأن اوست ، هريك براتى است ناوجه كه محصل اوزبك جان را به تن برمىدارد « 1 » . و شاخهاى آن شجرهء خبيثه كه آيت كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ « 2 » بيان اوست ، تاياق اوزبك‌وار « 3 » مىآيد هركه يكى از آن مىخورد مىميرد . هركه انگور زوجهء « 4 » او را مىچشد ، فوج بلا به قصد جان او خللى « 5 » مىكشد . و هركه انگور اميرى « 6 » او را مىخورد ، از دست باد قولنج جان نمىبرد . عنايت فرموده جناب خواجه مشار اليه را فرمايند ، كه منت بر جان اين كمينه نهاده ، اين باغ مذكور [ را ] گيرند و اين داغ از دل مجروح اين فقير بردارند . هميشه باغ دولت و اقبال به ميوهء « 7 » جاه و جلال برومند باد . ملتمس دويم آن‌كه مشار اليه حمامى وقف كرده بودند خطبه‌اى از براى وقفيهء آن مىبايست « 8 » و آن خطبه اين است كه نوشته شد : حمد وافر و سپاس متكاثر حضرت ايزد پاكى را سزد كه گنبد سپهر دوار با كواكب ثوابت ( 46 b ) و سيار ، تودهء خاكسترى است پر اخگر از گلخن حمام شهرستان عظمت و كبريائى او . و ظرف زرين آفتاب نورانى و پردهء مشك‌فام ظلمانى ، محقر طاس و فوطه‌اى است از براى كمينه گداى بىسر و پاى او . صانعى كه بيوت هفتگانهء حمام اقاليم سبعهء ربع مسكون را از براى تزيين و تفريح فرزندان آدم گرم و سرد و معتدل ترتيب داد ، و

--> ( 1 ) - چنين است تمام نسخ ( نسخه T صفحه a 139 و B 768 ، صفحه b 170 ) : هربرى براتى دور نامه جه كيم جان نى بدندين مفارقت قيلدور ادور ( 2 ) - قرآن سوره 14 آيه 26 ( 3 ) - B 2 , C , A اوزبك‌بار ( 4 ) - T صفحه a 139 : و هركيمكه دوحه سىنيك اوزوميدين تتار بلافوجى آنيك جانيغه قصد قيلور ( 5 ) - B 2 , B , A : خليلى ( 6 ) - T صفحه a 140 : و اوزكا فواكهين ( 7 ) - A : C : ميوهء ( 8 ) - C , A : از براى آن وقفيه‌اى مىبايست