زين الدين محمود واصفى
254
بدايع الوقايع ( فارسى )
كه حافظ [ تر و ] رسوا گرديد . [ بيت ] : بورياباف اگرچه بافنده است * نبرندش به كارگاه حرير چون كيفيت مجلس شبانه در مدرسهء خانيه به عرض مخدومى افتخارى استظهارى مولانا سيد شمس الدين محمد كورتى و جمعى كثير از طالب علمان سرآمد رسيد ، خندهكنان گفتند كه : مولانا محمود « 1 » را به اين حماقت و بلادت مىدانستيم ، اما اظهار آن نمىتوانستيم . حضرت مخدومى فرمودند كه : اين مبحث را از اهل فضل و ارباب علم ( 44 b ) استفسار مىتوان « 2 » كرد . و فتوائى نوشتند بر اين وجه كه : [ چه ] فرمايند ارباب فضيلت و كمال و اصحاب علم و افضال در اين مبحث كه شخصى « 3 » بر تعريف مفعول ما لم يسم فاعله كه كل مفعول حذف فاعله است ، اينچنين اعتراض كرده كه : اين تعريف بر هيچ فرد معرف صادق نمىآيد ، بنابر آنكه هيچ فرد معرف كل مفعول نيست . شخصى « 3 » چنين جواب گفته كه : اين كل افرادى است . اين جواب [ پيش ] اهل فضل و كمال معقول و موجه باشد يا نه ؟ اتفاقا مولانا كمال الدين حاجى تبريزى از سمرقند به ملازمت خان [ به ] بخارا آمده بودند . بر اين فتوى چنين توقيع كشيدند كه : هذا الجواب ليس بصواب و قايله غير قابل للخطاب .
--> ( 1 ) - T : محمد ( 2 ) - A : توان ( 3 ) - 3 - A شخص