زين الدين محمود واصفى

245

بدايع الوقايع ( فارسى )

عجب خاصيتى دارد « 1 » حديث عشق ما اى دل * كه عاقل را كند مجنون و مجنون را كند عاقل [ امام ] « 2 » به وصف لعل او خواهم برم راه * كنم اوصاف مى در پيش آن ماه [ امير واويسى ] به تعظيمت به سينه دست‌بسته ( 41 b ) * به خاك در هزاران دل شكسته [ بابا ] « 3 » بىتو دل خسته حزين شد مرا * روى زمين زير زمين شد مرا [ امين و رضا ] « 4 » در پيش تو بندگى گزيند « 5 » * چشم تو فرشته گر ببيند [ صفا ] طريق عشق و جانبازى ز هربيدل چه مىجوئى « 6 » * اگر مرد است داند از نسب « 7 » او را چه مىگويى [ مزيد ] به ناوك مرا سينهء چاك‌چاك * فراهم چو آوردى اى دل چه باك [ فهمى ] ماه من مرهمى كرم فرما * ساز يك زخم تير خويش دوا [ فهمى ] گفتم چه چاره باشد در عشقت اى سهىقد * گفتا كه چارهء تو غم باد و درد بىحد [ فهمى ] « 8 » دردسر بىقرار دارم * آخر ز شراب در خمارم [ خرم ]

--> ( 1 ) - A : دارد و ( 2 ) - B برابر مصرع اول بابا برابر دومى : عمر ( 3 ) - P : امين و رضا ( 4 ) - P : جواب معما را ندارد ( 5 ) - T : بگويند ( 6 ) - C ، B 2 : مىخواهى ( 7 ) - در ديگر نسخ واضح نيست ( 8 ) - در C و P جواب اين معما و معماهاى بعدى تا معماى « چهرهء زردم آورد به نظر » نيست