زين الدين محمود واصفى

232

بدايع الوقايع ( فارسى )

هوا گرفت سحاب و براى طفل گياه * ز جويبار بهشت آب سلسبيل كشيد صبا ز غنچهء سوسن كه سرمه‌آلوده است * به چشم نرگس شب‌زنده‌دار ميل كشيد ز شوق در بر طاوس باغ « 1 » قمرى مست * گرفت ناله خفيف آنگهى ثقيل كشيد دل شكستهء بلبل در انتظار بسوخت * ز بس‌كه مدت هجران گل طويل كشيد ز باد تفرقه در گلشن زمانه نرست * گل سخى كه زر از غنچهء بخيل كشيد چه همت است كه انسى به طوع و رغبت خويش * چو غنچه دامن از اين عالم محيل كشيد * * * لمؤلفه چمن كه گونهء گل بر رخ جميل كشيد * ز لاله سبزه « 2 » نگار از بنفشه نيل كشيد « * » ز برگ و ميوه درخت انار در بستان * ميان سبزه ببين كآتش « 3 » خليل كشيد ز خيل ابر بسى ريخت خون برق فلك * چو بار رعد فراوان به پشت پيل كشيد سمند رعد سياهى ابر را چو بديد * ز جاى جست چو برق آنگه و صهيل كشيد

--> ( 1 ) - T : باغ و قمرى ( 2 ) - P : لاله بست ( 3 ) - B 2 و T : ببين آتش ( * ) س 16 : نسخه‌بدل مناسب‌تر است