زين الدين محمود واصفى

218

بدايع الوقايع ( فارسى )

گياه محنتم پروردهء خون جگر ليكن * ز من بوى محبت خواهد آمد گر ببوئيدم ندارم خواب دور از روى او باشد كه خواب آمد * به رسم سرگذشت افسانهء حسنش بگوئيدم ره دورودراز وادى عشق است در پيشم * اگر ميرم چو مجنونم در آن وادى مموئيدم به گوش دردمندان از طريق عشق مىآيد * كه من راه خطرناكم مپوئيدم مپوئيدم ز خوبان گرچه رنجيد انسى بيچاره چون گويد * كه اى سنگين دلان بيوفا خاطر مجوئيدم * * * لمؤلفه ز لعلش جاودانم زنده ديگر خضر گوئيدم * و ليكن از خطش در ظلمت افتادم مجوئيدم مرا كشتست پنهان و پشيمان است « 1 » اى ياران * براى خاطرش آهسته گرييد و مموئيدم مزار كشتگان را لوح سرخ « 2 » ، از من سيه باشد * ز دود دل نشان است اين اگر روزى بجوئيدم زبان از لوح خاكم كرده راز « 3 » عشق مىگويد * كه زين‌سان صد هزاران كشته بينيد و مپوئيدم مرا گيريد بهر احتساب اى زاهدان ترسم * به بوى من شما هم مست گرديد ار ببوئيدم

--> ( 1 ) - P ، B : و پشيمان گشته ( 2 ) - T : لوح دل ( 3 ) - P ، B : راه