زين الدين محمود واصفى

174

بدايع الوقايع ( فارسى )

بهر نزهتگه آن شه ز كواكب هرشب * سربه‌سر رسته درين گلشن خضرا نرگس تا تصدق كند از بهر شه ، آورده به سر * چند نان تنك و پارهء حلوا نرگس گلرخان ديده به خاك ره آن شه دارند * نيست سر برزده از تودهء غبرا نرگس بهر شاهين شكارى تو اى شاه جهان * كرده از عاج چغولى مطلا نرگس از كنيزان حريم حرم بارگهت * نوبهار است و گلستان و سمنها نرگس « 1 » از پى زيب گريبان تو ترتيب نمود * از زر و نقره يكى تكمهء زيبا نرگس از زمرد قلم ، از نقره و زر كرده دوات * تا كه بر ديده كند مدح تو املا نرگس تا نهد داغ غلامى تو بر جبههء خصم * زان سبب آمده بر صورت تمغا نرگس « 2 » واصفى شرح كمالت چو نويسد ، سازد * صفحهء ديده از آن شرح ، محشا نرگس باغ عالم به گل جاه تو خرم بادا * سبب خرمى باغ بود تا نرگس « 3 »

--> ( 1 ) - در C اين بيت نيست ( 2 ) - اين بيت در T و B نيست ( 3 ) - از اين بيت تا پايان غزل دوم با رديف گل در A نيست .