زين الدين محمود واصفى

168

بدايع الوقايع ( فارسى )

به رقص آمده از جنبش صبا ، آيد * بسان دورهء جوال « 1 » در نظر لاله صبا مدام كند خشك جرعهء جامش * بسى ز باد صبا بيند اين ضرر لاله بود به مجمر گلشن چو اخگر سوزان * كه شد سياه‌دل از قطرهء مطر لاله در آشيانهء خود « * » عندليب بيضه نهاد * مگو « 2 » كه ژاله فتاد از سحاب در لاله از اين چمن چو ضرورى است بستن محمل * بود به ديدهء عبرت دراى « 3 » هر « 4 » لاله هميشه هست در او مشك و سودهء عنبر * شده است هاون باد صبا مگر لاله بود چو لولى بازيگرى كه بر سر چوب * ستاده است و كند كار پرخطر لاله پياله را به سر چوب كس نگاه نداشت * مسلم است و سرآمد در اين هنر لاله كلاه خويش چرا بازگون نهاد به سر * سر تمسخر « * * » و بازى ندارد ار لاله « 5 » چو مفلسى است كه زد پارهء جگر بر سيخ * به طايفان چمن بهر ماحضر لاله

--> ( 1 ) - عينى صفحهء 108 : جواله ( 2 ) - T : بكو ( 3 ) - A : داى ( 4 ) - T ، B : سر ( 5 ) - A : ندارد از لاله ، در T و C اين بيت نيست . در B 2 اين بيت را در حاشيه نوشته‌اند و مصراع دوم بدين‌صورت است : سر تمسخر و بازى ندارد ار لاله » ( * ) س 7 - كذا ، شايد : در آشيانهء خور ( * * ) س 18 : سرى تمسخر