زين الدين محمود واصفى
151
بدايع الوقايع ( فارسى )
اصحاب العلم و الافضال مولانا محمود عالم مسلوك گردد ، كه از براى شيخزادهء مهنه ، خواجه مؤيد ، ابيات فرمودهاند و به نام ايشان شهرت داده ، كه بعضى آنهاست جواب [ اين ] غزل بساطى كه : دل شيشه و چشمان تو هرگوشه برندش * مستند مبادا كه به ناگه « 1 » شكنندش جواب « 2 » : قد تو نهالى است كزان ميوه خورندش * غضروف سر لنگ تو دندان شكنندش تبخاله به گرد لب شكرشكنش بين * مانند نخودى كه به شوروا فكنندش « * » و اين ابيات در جواب [ قصيدهء ] درياى ابرار [ امير ] خسرو « 3 » است كه ، [ بيت ] : كوس شه خالى و بانگ غلغلش دردسر است * هركه قانع شد به خشك و تر شه بحر و بر است جواب « 4 » : نالهء بوقى « * * » كه شبها بام حمام اندر است * مىكند افغان كه هان نوبت از آن ديگر است هيچ دانى شمع اندر شمعدان مانند چيست * راست چون تير جواز و خواجه چون روغنگر است اين ابيات نيز از سوانح افكار ايشان است كه از لسان آن شيخزاده
--> ( 1 ) - T : به شوخى ( 2 ) - بقيهء نسخ : و هذا هو الجواب ( 3 ) - T : امير خسرو دهلوى ( 4 ) - نسخ ديگر : و هذا هو الجواب . ( * ) س 9 و 10 : بتخاله . . . ما شد نخودى كه به شروا فكنندش . ( * * ) س 16 : بوغى