زين الدين محمود واصفى
117
بدايع الوقايع ( فارسى )
مصطفوى صلى اللّه عليه و سلم سربازى نمايم . به اين نوع سخنان ، او را به جنگ تحريص و تحريض « * » نمود . اما نجم ثانى بر آسمان ابهت و قهرمانى به نوعى به جلوهگرى آمده بود كه آفتاب عالمتاب سپهر لاجوردى در نظر وى كم از ذره مىنمود . و فرقهء قزلباشيه ، به تخيل وَ بِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ « 1 » ، به وادى طغيان و خذلان دو اسپه سعى و كوشش مىنمودند و دبدبه و نداى إِنَّا لَنَحْنُ الْغالِبُونَ « 2 » در كاخ گنبد « 3 » گيتى درافكنده بودند . در تاريخ بيستم ذى قعده سنهء 918 « 4 » بود كه قلعهء قصبهء غجدوان را مثال حلقهء انگشترين محاصره كردند . دوستى و برناچه كه در فن نرد و شطرنج يگانه و فرد بودند ، و در شيوهء نرد ايشان را دست به مثابهاى [ طويل ] بود [ كه ] ده هزار و از آن نيز زياد ، از استادان اين فن خانهگير مساكن تسخير ايشان بودى ، و ابو زيد و ليلاج و قهرمان نراد - كه اين سه تا « 5 » وحيد عصر و فريد دهر « 6 » بودند - اگر معاصر ايشان بودى در عقب ايشان رفته ، گشاد كار خود از منصوبه - هاى ايشان طلب نمودى . و در فن شطرنج ، هريك دو اسپه در عرصهء دعوى رخ نهاده ، هماره پال هندى [ را ] كه بر تخت فيل نادرگى تفوق داشت ، پيادگى مىفرمودند ؛ مانند فرزين كه از مقارنهء شاه دور نيست ، نجم ثانى ايشان را از پهلوى خود جدا نداشتى . امير محمد امير يوسف « 7 » كه از جملهء مشاهير نقبا و فضلاى خراسان بود [ و ] در زمان سلطان حسين ميرزا « 8 » و محمد شيبانى خان ، كوس دعوى إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ « * * » بر فراز طارم گردون رسانيده بود . و در دور شاه اسماعيل
--> ( 1 ) - قرآن سورهء 16 آيهء 16 ( 2 ) - قرآن سورهء 26 آيهء 44 ( 3 ) - A : كاخ و گنبد ( 4 ) - P : سنهء مذكوره : در نسخ 919 ، B 2 ، B و C بهجاى عدد نقطه گذاشتهاند ، T : توقوز يوزتوقسان توقوز ( 5 ) - B : سه تن ( 6 ) - A : فريد زمان ( 7 ) - B : امير محمد يوسف ، T : مير محمد يوسف ( 8 ) - نسخ ديگر : بايقرا ( * ) س 2 : تحريص و تحريف ( * * ) س 19 : قرآن سورهء 2 آيهء 30