زين الدين محمود واصفى
109
بدايع الوقايع ( فارسى )
به عز و مال و ثروت ، حشمت و افزونى شوكت * بود جود و سخا ، احسان و لطفت بيحد و بيمر از آن ضد و عدو ، خصم و حسودت بىهنر باشد * كه ظاهر مىكند هردم غرور و كبر « * » و كروفر « 1 » ( 26 b ) به وصف ذات تو طبع و خيال و فكر [ و ] انديشه * بود حيران و سرگردان و كجرفتار و كور و كر « 2 » پى كسب درم « 3 » از خاص و عام و عالم و عامى « 4 » * به درگاه تو آيند از دل و از ديده و از سر « 5 » غزل مستخرج موشح بنام ابو الغازى سلطان محمد « 6 » اين منم فرد « * * » از جميع خلق اى « 7 » شاه كرم * سال و ماه « 8 » اندر طواف كويت از جان « 9 » دمبهدم بىجمالت دى همىگفتم كه از غم چون رهم « 10 » * لطفها كردى ، نمودى روى ، وارستم ز غم وه كه در اثناى شرح دردها اى مه ترا * طره گشت آشفته و شد حال زار و دل دژم
--> ( 1 ) - T : غرور و كبر را يكسر ( 2 ) - T : اين بيت را ندارد ( 3 ) - A : كسب و درم ( 4 ) - A : از خاص و عوام و عامى و عالم ( 5 ) - P : به درگاه تو مىآيند از جانودل و از ديده و از سر ؛ ( 6 ) - انواع سرفصلها : B 2 صفحه b 48 : غزل مستخرج از قصيده به طريق اش ؟ ؟ ؟ و موشح به نام ابو الغازى سلطان محمد ؛ T صفحه b 70 : و بو غزل نيك مصرع اولى ابو الغازى اسمى بيلا موشح دور و سونكغى مصرعى سلطان محمد آتى بيلا توشيح تور ورو بوصنعت خوب واقع بولوب نور ( 7 ) - T : فرد از خلق و جمع اى ( 8 ) - A : مه ( 9 ) - T : كويت آيد ( 10 ) - غم : وارهم ( * ) س 4 : غرور كبر ( * * ) س 10 : اى منم فرد