زين الدين محمود واصفى
73
بدايع الوقايع ( فارسى )
[ 5 ] گفتار در بيان امتحان كردن اهل فضل اين كمينه را در صنعت انشا و شكافتن معما جمعى كثير از افاضل سمرقند در خانهء خواجه امير كاء شاهى به رسم مهمانى مجتمع « 1 » بودند گفتگوى انشا و معما در ميان افتاده ، يكى از ايشان گفته كه : اگر انشا كردن و معما شكافتن آن است كه از فلانى نقل مىكنند ، انصاف آن است كه بساط دعوى اين دو امر را درنورديم و ديگر گرد اين دو امر نگرديم . انصاف مىدهيم كه او را نظير نيست . بعضى در مقام عناد شده ، گفتهاند كه : از كجا كه آن معمايات كه مىشكافد ، ياد ندارد و منشآت كه ظاهر مىسازد از كسى ديگر نيست كه به نام خود مىپردازد « 2 » . خواجه امير كاء فرمودهاند كه : ما معما را خود نمىدانيم ، اما از براى محمد حسين قصاب از ايشان التماس انشائى كرديم ، كسى كه فرستاده بوديم ، گفت كه : چون پيغام رسانيدم ، فى الحال قلم برداشت و آن انشا را بىتأمل بر صفحه بنگاشت . يكى از حضار مجلس گفته كه : رفع اين شبهه و دفع اين دغدغه ، در غايت آسان است ؛ او را در اين مجلس مىطلبيم و هريك از اين جمع از وى مكتوبى التماس
--> ( 1 ) - A : جمع . ( 2 ) - A : مىسازد .