پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

92

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

برخى گفته‌اند در اين هنگام كه پااوسانياس بگزاردن قربانى پرداخته و اندكى دور از لشكرگاه بود بىآنكه ابزار جنگى نزد خود يا همراهانش باشد ناگهان چند تن از مردم لودى « 1 » بر سر آنان تاخته قربانيها را پراكنده ساخته تاراج نمودند و پااوسانياس و كسان او چون ابزارى نداشتند آنان را با چوب يا تازيانه مىزدند . از اينجاست كه هنوز در اسپارت چون قربانى مىكنند پسرانى را با تازيانه مىكوبند و اين كار را به نام يادآورى از آن پيش‌آمد مىنمايند . پااوسانياس سخت دلتنگ شده بود . كاهنان قربانى پشت سر قربانى مىگزاردند . ولى نتيجه به دست نمىآمد و او روى به پرستشگاه برگردانيد با ديده‌هاى اشكبار دست به سوى آسمان برمىداشت و به خدايان پلاتايا زارى نموده چنين درخواست مىكرد كه اگر فيروزى را بهره يونان نخواهند ساخت بارى اين فرصت و توانايى را به ايشان ارزانى دارند كه دليريها از خود آشكار گردانند تا دشمن كه فيروز مىشوند بدانند كه با مردم دلير و جانسپارى سروكار داشته‌اند . در ميان اين زاريهاى او بود كه ناگهان حال قربانيها تغيير يافته و اين زمان فالهاى نيكو رو نمودن گرفت و مژده‌هاى فيروزى داده شد . پااوسانياس همين كه اشاره جنگ نمود تيپ پياده لاكيدومنيان به يك ناگاه تو گويى جانور درنده‌اى شدند كه مويهاى خود را بالا زده روى به جنگ درآوردند دشمنان كه آنان را ديدند دانستند كه همه دل به مرگ نهاده‌اند و اين بود سپرهاى چوبى خود را به دست گرفته به تيرباران پرداختند . ولى اينان از هم جدا نشده و پالانكس « 2 » خود را همچنان فشرده به هم نگهداشته به سوى دشمن دويدند و سپرهاى آنان را از دستشان ربوده با حربه به سر و رو و سينه آنان زدند . بسيارى از ايشان را به خاك انداختند ولى دشمن هم دليرى نموده كينه باز مىجستند و نيزه‌ها را به دست لخت خود گرفته و بسيارى از اينان را بكشتند . نيز شمشير و قمه به كار مىبردند و نيزه‌هاى لاكيدومنيان را از دستشان گرفته خورد مىساختند و بدينسان زمان درازى را ايستادگى كردند . در اين ميان آتنيان در نيمه راه نگران ايستاده چشم به راه لاكيدومنيان داشتند . ولى چون فرياد و غوغا را شنيدند و نيز چنان كه گفته شده فرستاده‌اى از پااوسانياس نزد ايشان آمد و

--> ( 1 ) . Lydia كشور معروفى از آسياى كوچك كه نام آن بسيار شهرت دارد و اينكه در كتابهاى فارسى آن را « ليدى » مىنويسند غلط آشكار است . ( 2 ) . Phanaix اين كلمه از اصطلاحهاى سپاهيگرى است كه در تاريخ يونان و روم بسيار به كار مىرود و مقصود از آن فوج مىباشد .