پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

89

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

ايرانيان باشند . چرا كه آنان جنگ ايرانيان را ديده شيوه كارزار آنان را شناخته‌اند و از اين جهت بهتر مىتوانند با آنان نبرد نمايند و بر آنان دلير خواهند بود ولى دست چپ را به او وا گزارند كه در برابر يونانيان همدست ايران باشد . سركردگان آتن اين پيشنهاد را از پااوسانياس از راه زورگويى دانستند و خوارى خود پنداشتند كه در جايى كه ديگر دسته‌هاى لشكر هر كدام به جاى خود باز مانده تنها اينان از جايى جايى كشيده شوند كه تو گويى غلامان يا اسيرانى هستند و بايد زبون خواهش و فرمان ديگران باشند و آنان را به برابر نيرومندترين دسته‌هاى دشمن گسيل دارند . ولى آريستيديس مىگفت هر دو سوى در اشتباه هستيد . زيرا مگر اندكى پيش از اين نبود كه شما آتنيان بر سر دست چپ باتيگياتيان نبرد مىنموديد و مىخواستيد جايگاه سخت‌تر به شما داده شود ؟ بااين‌حال كنون كه لاكيدومنيان دست راست را به شما واگزار مىنمايند وجود شما را پيشوايان جنگ برمىگزينند ، ديگر چرا ناخرسند باشيد و از اين برترى كه به شما مىدهند شادمانى نكنيد ؟ و آنگاه اين خود پيش‌آمد نيكى است كه شما با همخاكان خود جنگ نكرده به جاى آنها با آسياييان كه دشمنان طبيعى شما هستند جنگ نماييد . پس از اين سخن آتنيان به چابكى جاى خود را با لاكيدومنيان عوض كردند و در ميان اين تغيير جا به گفتگو پرداخته چنين مىگفتند : مگر اين دشمنان دلهاشان بزرگ‌تر يا ابزارهاشان كارگرتر از آنست كه در جنگ ماراتون بودند ؟ مگر جز اين است كه همان رختهاى زردوز و زيبا و در درون آنها مردان زن‌كردار ترسوست ؟ از اين سوى ما نيز همان ابزارها و تنها را كه داشتيم داريم جز آنكه در سايه فيروزيها كه يافته‌ايم اكنون دليرتر گرديده‌ايم . ما همچون ديگران تنها به نام دفاع از كشور جنگ نمىكنيم بلكه پاس يادگارهاى فيروزى را كه در سالامين و ماراتون برپا شده نيز مىداريم و مىخواهيم دانسته شود كه آن نشانها را نه ملتياديس برانگيخته و نه پيش‌آمد بخت بلكه دليريهاى آتنيان برانگيخته است . اين گفتگوها را كرده و به چابكى جاى خود را عوض مىكردند . از آن سوى كسانى از مردم ثبيس اين تغيير را در سپاه يونان دريافته به ماردونيوس خبر دادند و او يا از آنكه