پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

83

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

گذشته از اين كارها قانونى را پيشنهاد كرد درباره اينكه كاهنان نفرين بخوانند بر هر كسى كه به سوى ايران بگرايد و يا از پيمان همدستى يونانيان كناره گزيند . چون مارونيوس هجوم ديگرى به خاك آتيكا آورد از آن جهت آتنيان دوباره شهر را رها كرده به جزيره سالامين پناه بردند . در اين هنگام بود كه آريستيديس را به فرستادگى نزد لاكيدومنيان فرستادند تا آنان را درباره بىپروايى نمودن و سپاه را دير فرستادن نكوهش كند و از آنان براى نگاهدارى آن بخش يونان كه هنوز آزاد مانده ياورى بخواهد . ولى ايفوران هيچ‌گونه پروايى به اين سخنان او نكرده و همچنان سرگرم جشن و بازى بود ( زيرا اين هنگام يكى از جشنها فرا رسيده بود ) ولى شبانه پنج هزار اسپارتى كه هر يكى از آنان هفت تن پرستار از هلوتان « 1 » با خود داشت روانه كرد بىآنكه آتنيان كه در آنجا بودند آگاه شوند . و چون آريستيديس دوباره به گفتگو درآمده شكايت آغاز نمود آنان پاسخ داده گفتند : شايد شما خواب مىبينيد . و گرنه سپاه ديرزمانى است كه در اورستيوم « 2 » مىباشد و راه را به سوى « بيگانگان » در پيش دارد و اين نامى بود كه ايرانيان را با آن مىخواندند . آريستيديس گفت : اين چه هنگام ريشخند كردن است در جايى كه بايد به دشمن بپردازيد چرا به دوستان آزار مىرسانيد ؟ اين سخنى است كه ايندومنيوس آورده . ولى در نوشته آريستيديس نه نام خود او بلكه نامهاى كيمون و كسانثيپوس و مورونيديس « 3 » ديده مىشود كه به فرستادگى برگزيده شده‌اند . چون او را به سردارى برگزيدند با هفت هزار تن سپاه آهنگ پلاتايا را كرد كه در آنجا با اوسانياس سردار همگى يونانيان همراه اسپارتيان به او پيوست نيز لشكرهاى ديگر يونانيان به ايشان پيوستند . لشكرگاه ايرانيان در كنار رود آسوپوس « 4 » بوده سراسر كنارهاى آن را فراگرفته بودند و شماره آنان چندان فزون بود كه نتوانسته بودند حايلى بر گرداگرد خود بكشند . ولى بنه و ابزار آنان و چيزهاى گرانبها كه داشتند ديواره‌اى چهار گوشه بر گرد آن كشيده بودند كه درازى هر گوشه آن يكميل بيشتر مىگرديد .

--> ( 1 ) . Helot بندگان و اسيران كه نوكر و پرستار بودند به اين نام مىخواندند ( 2 ) . Oresteum ( 3 ) . Myronides ( 4 ) . Asopus