پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
60
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
آن برانگيخت كه چادر آن پادشاه خودرأى را براندازند و اسبهاى او را نگذارند در گروبندى شركت نمايد . ثوكوديديس « 1 » مىنويسد كه او از خشكى به درياى آييگاى رسيده در آنجا در پودنا « 2 » در كنار ثرمى « 3 » به كشتى نشست بىآنكه كسى او را بشناسد . ليكن چون مىديد كه باد كشتى را به سوى ناكسوس « 4 » مىبرد و آتنيان اين زمان گرد اين شهر را فرو گرفته بودند از اين جهت سخت بر خود ترسيده ناگزير چگونگى را به ناخدا و كشتىبان خبر داد و به آنان گاهى لابه كرده به التماس خواستار مىشد كه به كنار دريا نزديك نشوند و گاهى بيمشان داده مىگفت : اگر شما به كنار نزديك شويد من به آتنيان خواهم گفت اينان نه اينكه مرا نمىشناختند و در كشتى خود جا دادند بلكه رشوه از من گرفته و به خيانت اين كار را نمودند . با اين لابه و تهديد آنان را بر آن واداشت كه به كنار نزديك نشوند و راه خود را پيش گرفته او را به آسيا برساندند . مقدار انبوهى از دارايى او را دوستانش از آتن بيرون آورده به آسيا نزد وى فرستادند . ولى گذشته از اينها مالهاى ديگرى از او به دست آمد كه از آن توده گرديد و ميزان آن هشتاد تا لنت بود ، بدانسان كه ثئوپومپوس « 5 » مىنويسد تا صد تا لنت مىرسيده در حالى كه پيش از درآمدن به كارهاى توده همه دارايى او به سه تا لنت نمىرسيده . چون او به كومى « 6 » فرا رسيد در آنجا دانست كه در سراسر دريا كسانى در جستجوى او مىباشند . به ويژه در ارقوتلس « 7 » و پوسودوروس « 8 » زيرا آهويى گرديده بود كه شكار كردنش بسيار گرانبها بود و پادشاه ايران آشكار اعلان كرده بود كه هر كه او را دستگير كرده نزد او ببرد دويست تا لنت پاداش دريافت دارد .
--> ( 1 ) . Thocydidas ( 2 ) . Pydna ( 3 ) . Therme ( 4 ) . Naxos ( 5 ) . Theopompus ( 6 ) . Cyme ( 7 ) . Ergoteles ( 8 ) . Pythodorus