پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
54
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
اين زمين همسايههاى بسيار نيكى دارد . دو تن كه دوستار و خواستار دختر او بودند او يكى را كه برازندگى داشت بر آنكه توانگر بود برگزيد و چون پرسيدند گفت : من مردى را بىتوانگرى دوستتر مىدارم تا توانگرى را بىمردى . اين بود نمونهاى از خوى و گفتار او . پس از اين كارها او خواست شهر آتن را دوباره آباد گرداند . ثئوپومپوس « 1 » مىگويد به ايفوران « 2 » لاكيدومنيان رشوه داد تا آنان را از مخالفت بازداشت . ولى بسيارى نقل كردهاند كه وى اين كار را با تدبير و فريب پيش برد بدينسان كه به بهانه نمايندگى سفرى به اسپارت كرده و در آنجا اسپارتيان او را درباره اينكه مىخواهد شهر آتن را دوباره بسازد زير بازخواست آوردند و پوليارخوس « 3 » از آييگينا براى خبر دادن اين موضوع بدانجا آمده بود . ولى او چگونگى را انكار كرده گفت : چه بهتر كه شما كسانى را بفرستيد تا به آتن رفته با چشم خود ببينند كه چنين كارى نشده . بدين تدبير فرصت به دست آتنيان داد كه ديوارهاى شهر را بلند گردانند همچنين اين كسان را بدانجا فرستاد تا به عنوان گرو در عوض خود او در آتن نگاه دارند . اين بود كه چون اسپارتيان سپس راست قضيه را دريافتند هيچگونه جلوگيرى نتوانستند بلكه ناگزير شدند كه با روى باز و خندان او را به شهر خود باز فرستند . پس از آن به ساختن بندر پيرائيوس پرداخت . زيرا خوب مىدانست كه چه سودى از آن مىتوان برداشت و از اين راه مىكوشيد كه شهر را با دريا پيوستهى يكديگر گرداند . ولى اين عكس سياست پادشاهان باستان آتنى بود كه مدتها كوشيده زيردستان خود را از دريا به كنار كشيده و آنان را از كشتىرانى باز داشته و به زندگانى در خشكى و پرداختن به كشت و كار بر انگيخته بودند . ولى ثميستوكليس نه تنها بندرى پديد آورده شهر را با آن بندر يكى ساخت بلكه چنانچه اريستوفاليس مىگويد : شهر را جزو بندر نموده و از اين راه توده انبوه را براى نبرد و ايستادگى در برابر بزرگان دلير و توانا گردانيد ، زيرا بدينسان اختيار و توانايى بيشتر در دست دريانوردان و كشتيابان و ناخدايان بود . به همين جهت است كه سى تن بىدادگر « 4 » يكى
--> ( 1 ) . Theopompus ( 2 ) . Ephor مجلس شورايى كه اسپارتيان داشتند . نمايندگان آن را ايفور مىناميدند . ( 3 ) . Poliarchus . Piraeus ( 4 ) . داستان سى تن دادگر سپس خواهد آمد .