پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

491

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

اى مردم آتن من در زمين خود درخت انجيرى دارم كه بسيار كسان از آتنيان خود را از آن آويخته و كشته‌اند و چون مىخواهم خانه‌اى بر روى آن سرزمين بسازم و بايد درخت را براندازم اين است خبر مىدهم كه اگر كسى به خودكشى مايل است تا فرصت از دست نرفته مبادرت نمايد . تيمون چون بمرد در هالاى « 1 » در كنار دريا به خاك رفت و چون پس از ديرى شكافتگى در زمين پديد آمد آب گور او را فراگرفت كه اكنون دسترسى به آن نيست . بر آن گور شعرى نوشته بود كه مضمونش اين است . من روزهاى تيره زندگى را به سر برده در اين جا به خاك رفتم . نه‌پرس من كيستم . چه من بر همه‌ى شما نفرين مىفرستم . داستانهاى تيمون بسيار است به اين اندازه بسنده مىكنيم . كانيديوس اين زمان نزد آنتونيوس رسيده نابودى سپاه را در آكتيوم خبر آورد . در همان زمان خبرهايى نيز رسيد كه هيرود پادشاه بود يا با چند لگيون به سوى قيصر رفته و هم‌چنين ديگر پادشاهان و شاهزادگان همگى از او برگشته‌اند كه جز از مصر جاى ديگر براى او باز نمانده . ليكن اين خبرها به جاى آنكه مايه اندوه انتونيوس باشد باعث دل‌آسودگيش مىگرديد و تو گويى از اين پيش‌آمدها سبكبارتر مىشد . به‌هرحال از آن گوشه‌گيرى در دريا كه خود او « تيمونگرى » مىناميد دست كشيده به شهر درآمد و كلئوپترا او را در كوشك خود پذيرفته بار ديگر باده‌خواريها و شادكاميها از سر گرفتند و به دستاويزهاى گوناگونى پياپى جشن برپا ساخته سراسر شهر را به جوش و جنبش در آوردند « 2 » از آن سوى كلئوپترا به كار شگفتى دست زده درمانهاى زهرناك را از هرگونه گرد آورده و هر يكى را مىآزمود تا بداند كدام يكى كم آزارتر است و براى آزمايش زندانيان كشتنى را برمىگزيد . از آن كار اين نتيجه را برداشت كه هر زهر كه زودكش است آزار آن تندتر و بيشتر مىباشد و زهرهايى كه آزار كم كردن دارد كار آن هم كند مىباشد . سپس به آزمايش جانوران گزنده پرداخت كه آنها را به جان جانوران ديگر انداخته و با

--> ( 1 ) . Halae ( 2 ) . پلوتارخ در اينجا داستانهايى آورده كه ما از ياد آنها چشم پوشيديم .