پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
480
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
از آن جهودان و آمونتوس « 1 » پادشاه لوكايونيا و گالانيا همچنين پادشاه ماد دستههايى به يارى او فرستاده بود . اما زور و سپاه قيصر دويست و پنجاه كشتى جنگى و هشتاد هزار پياده و سوارهاش به اندازه سوارهء دشمن بود . خاك آنتونيوس از رود ايوفراتيس ( فرات ) و ارمنستان تا كنار درياى يونان و الوريا و خاك قيصر از الوريا تا اقيانوس غربى و به امتداد اقيانون تاتوثكانا « 2 » و درياى سيكيليا بود در آفريقا . قيصر همه كنارهاى دريا را كه در روبروى ايتاليا و گول و اسپانيا نهاده در دست داشت و همه سرزمينهايى كه از كورينى « 3 » يا ايثيوپيا « 4 » مىكشد از آن آنتونيوس بود . آنتونيوس اين زمان چندان خود را بىاختيار ساخته و رشته اختيار را به دست كلئوپترا سپرده بود كه با آنكه زور و سپاه او در خشكى همهگونه برترى بر زور و سپاه دشمن داشت به پاس دلخواه كلئوپترا جنگ در آب را برگزيد . با آنكه مىديد كه سركردگان او در سراسر يونان مردم بدبخت را به فشار گزارده هر مسافر و هر چهارپادار و هر برزگر و هر پسر بچه را در كشتيها به كار برمىگمارند كه با اين همه بيشتر كشتيهاى او پاروزن نداشت و يا مردانى كه نيازمند آنها بود بسيار كمتر داشت . ولى از آن سوى كشتيهايى قيصر نه براى بزرگى حجم يا از بهر زيبايى بيرون بلكه براى انجام كار ساخته شده كه بسيار چابك و سبك بود و هر يكى هر اندازه مرد كه نيازمند بود . درون خود فراهم داشت . قيصر از تارنتوم يا برندسيوم كه مركز زور و سپاه او بود به انتونيوس چنين پيغام فرستاد . جنگ را به تأخير نيانداز و با كشتيها و سپاهيان خود جلو بيا . من براى كشتيهاى تو بندرهاى ايمن و آزاد داده نيز براى پياده شدن سپاهيان زمين واگزار مىكنم و از كنار آب تا يك ميدان اسب زمينها را براى تاختوتاز سوارگان به تو وامىگزارم . آنتونيوس با لحن دليرانه كه شيوهء او بود پاسخ داد و با آنكه پيرتر از قيصر بود او را به جنگ تن به تن بخواند و سپس گفت : اگر او اين دعوت مرا نپذيرفت خوب است كه در دشت فارساليان « 5 » كه قيصر بزرگ و
--> ( 1 ) . Amyntus ( 2 ) . Tuacan ( 3 ) . Curene ( 4 ) . Asthiopia مقصود حبشه است . ( 5 ) . Pharsalia جايى در يونانستان در تسالى .