پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

474

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

آنتونيوس نيز تهمتهايى به او زده و فرستادگانى براى او فرستاده و شكايتهاى عمده آنتونيوس اين چند چيز بود : نخست آن كه قيصر از سيليكيا كه به تازگى گشاده شده رسدى از بهر او جدا نكرده . دوم كشتيهايى را كه آنتونيوس به عاريت براى جنگ به او سپرده بود پس نفرستاده . سوم پس از خلع لپيداس همكار سوم ايشان سپاه و سرزمين و درآمد او را همه براى خود برگزيده و سهمى به آنتونيوس نداده است . چهارم سراسر ايتاليا را خاص سپاهيان خود ساخته و سپاهيان آنتونيوس را راه به آنجا نمىدهد . قيصر در پاسخ اين شكايتهاى او چنين مىگفت : نخست در زمينه لپيداس همانا در سايه زشتكاريهاى او بوده كه وى را خلع ساخته « 1 » ، دوم هر آنچه را كه او در جنگ به دست آورده با آنتونيوس به ميان مىگزارد در حالى كه او نيز از ارمنستان سهمى براى قيصر جدا كند . سوم سپاهيان آنتونيوس كه در سايه دليريهاى خود و سردارشان خاك مادان و اشكانيان را به چنگ آورده‌اند ، ديگر نبايد سهمى هم از خاك ايتاليا داشته باشند . « 2 » آنتونيوس در ارمنستان بود كه اين پاسخهاى قيصر به او رسيد اين بود كه بىدرنگ كانيديوس را با شانزده لگيون از سپاه به جلو دريا فرستاد و خويشتن همراه كلئوپترا به ايفسوس « 3 » رفت كه از هر سوى كشتيها در آنجا گرد مىآمدند ، تا به هم پيوسته براى جنگ آماده شوند . هشت صد كشتى در آنجا گرد مىآمدند كه دويست كشتى را كلئوپاترا داده نيز بيست هزار تالنت براى خرج لشكركشى پرداخته بود . دوميتيوس « 4 » و برخى ديگر از سركردگان بهتر آن مىدانستند كه كلئوپترا به مصر رفته منتظر پايان جنگ باشد و آنتونيوس سخن آنان را پذيرفته به كلئوپترا دستور بازگشت داد .

--> ( 1 ) . مقصود اين است كه چون تو هم داراى آن زشتكاريها هستى ديگر نمىبايست آنچه را از او گرفته‌ام به تو بدهم . ( 2 ) . اين از روى ريشخند است كه چون آنتونيوس خبر شهرگشاييها در ارمنستان و ماد داده بود كه سپس دروغ بودن آن خبرها روشن گرديده اين است كه اين عبارت را مىنويسد . ( 3 ) . Ephesus شهرى در آسياى كوچك . ( 4 ) . Domitius