پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
464
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
روز ديگر روميان آمادهتر و آراستهتر راه مىپيمودند و اشكانيان كه گستاخ شده چنين مىپنداشتند بيشتر براى تاراج آمدهاند تا براى جنگ بر خلاف اميد خود امروز ايستادگى بيشتر ديدند . چون روميان تير مىباريدند ناگزير شدند خود را دور بكشند و چون ديدند دشمن دل نباخته خود آنان دلباخته گرديدند . ليكن در پايين آمدن از پشتهاى كه بر سر راه بود باز دو دسته به هم رسيدند . و چون روميان آهسته گام برمىداشتند اشكانيان تير بر روى آنان مىباريدند . پيادگان سنگين ابزار روى به دشمن برتافته دستههاى سبك ابزار را در ميان گرفتند . صف پيشين ايشان سپرها را جلو گرفتند و صف دوم سپرهاى خود را بر سرهاى آنان باز داشتند و صف سوم سپرهاى خود را بر سر اينان بازداشتند و همچنان تا آخر صفها كه بدينسان روى صفها را بپوشانيدند بدانسان كه سقف خانهاى را بپوشانند . كوتاه سخن بدين تدبير خود را از گزند تيرها نگاهداشتند كه هر چه مىرسيد بر سپرها مىخورد بىآنكه آسيبى به كسى برسانند . اشكانيان كه از آن بالا نگاه مىكردند چون روميان را ديدند كه زانو به زمين نهادهاند پنداشتند مگر اينان فرسوده گرديده و درماندهاند . اين بود كه كمانها را دور انداخته و نيزهها را به دست گرفته به هجوم پرداختند روميان اين ديده با خروش و غريو از جا جهيدند و با آنان جنگ دست به دست كرده گروهى را دور راندند . پس از اين هر روز آن نمايش برپا بود و بدينسان روميان روزانه جز اندك مسافتى نمىپيمودند . از آن سوى گرسنگى در ميان ايشان پديد آمده بود . زيرا گندم بسيار كم به دست مىآمد و بر سر اين مقدار كم نيز بايستى جنگ كنند . پس از همه آنها ابزار براى آرد كردن و نان پختن نداشتند . زيرا همه اين ابزارها را در پشت سر گزارده بودند و اسبهاى آنها بسيار مرده و بازمانده را هم براى كشيدن زخميان و بيماران به كار مىبردند . خوردنى در لشكر چندان كمياب گرديده بود كه هر « كوارتر » آتنى « 1 » از گندم به پنجاه درهم فروش مىرفت و هر قرصى از نان جوين با نقره به سنگينى خود آن سودا مىشد . و چون مىخواستند گياه بخوردند گياهى كه آدميان مىخورند كمتر پيدا مىكردند و اين بود به گياههاى ديگر پرداختند .
--> ( 1 ) . كوارتر به معنى « چارك » است ولى در اينجا مقصود وزن خاصى است كه براى گندم و مانند آن معمول بود .