پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
456
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
زيرا انتونيوس براى آنكه زمستان را با آن زن به سر دهد در كار خود شتاب زده بود و از اين جهت جنگ را نابهنگام آغاز كرده و به هر كارى كه دست مىزد آن را درست انجام نمىداد و پايان آن را نمىسنجيد و چون مردى كه افسونش دميده يا درمانش خورانيده باشند هوش و دانش خود را از دست داده هميشه حيرتزده بود و تو گويى چشم به پشت سر داشته به بازگشتن بيشتر مىكوشيد تا به فيروزى و دست يافتن به دشمن . نخستين خطاى او اين بود كه سپاهيانى كه دستكم هزار ميل راه پيموده و سخت فرسوده شده بودند به جاى آنكه در ارمنستان كه رسيده بودند نگاه دارد تا زمستان را به آسايش پردازند و در بهار زود كه هنوز اشكانيان را از مستانگاهها بيرون نيامدهاند به ماد بشتابند از شتابى كه داشت ارمنستان را در دست چپ هشته و هيچگونه پاسبانى در آنجا ننشانده يكسر روانه آتورپاتگان « 1 » گرديد . دومين خطاى او اينكه از شتابزدگى ، منجنيقها را كه براى محاصره شهرها دربايستترين ابزار است و هميشه در سيصد گردونه ( ارابه ) در پشتسر لشكر كشيده مىشد و از جمله آنها منجنيق « 2 » بزرگى بود كه هشتاد پا بلندى آن بود همه آنها را در پشت سر هشته همراه نياورد . اينها ابزارهايى بودند كه اگر يكى گم مىشد يا شكست مىيافت درست كردن آنها يا ساختن يكى ديگر نشدنى بود . زيرا آسياى بالا چوبهايى به آن بلندى يا استوارى بار نمىدهد كه بتوان به مصرف كارى برد . بااينحال از شتابزدگى آنها را همراه نياورد و استاتيانوس « 3 » فرمانده گردونهها را با دستهاى از سپاه به نگهدارى آنها برگماشت و چون به آتورپاتگان رسيد ، فراهاتا « 4 » را كه شهر
--> ( 1 ) . Atropatene در زمان الكساندر مردى آتوپارت نام در آذربايجان برخاسته و آنجا را از افتادن به دست الكساندر نگهداشت و اين بود كه آن سرزمين را به او نسبت داده آتورپاتگان گفتند « گان » به معنى نسبت است كه سپس اين كلمه آذربايگان گرديده . اين است كه در نگارشهاى روميان هم آن را به شكل نسبت نوشته Atropatene مىآوردند . ( 2 ) . كلمهاى كه در اصل انگليسى آورده Ram است در كتاب لهجة المعانى كه لغت انگليسى و تركى است آن كلمه را با عبارت « شاهماران يا شاهمردان » معنى مىكند و سپس مىنويسد كه مقصود منجنيق بزرگ است . از اينجا مىتوان پنداشت كه نام اين ماشين نزد ايرانيان شاهماران و يا شاهمردان بوده و تركان از فارسى آن نامها را گرفتهاند . ( 3 ) . Statianus ( 4 ) . Phraata مىتوانستيم بگوييم شكل فارسى اين نام « فراهاتك » بوده كه شهر را به نام فراهات ناميده بودند . ولى در كتابهاى ارمنى به جاى فراهاتا « فراسپ » مىنويسند .