پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
454
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
نشيمن نبطيان « 1 » است و تا دريا كشيده مىشود همه اينها را به وى بخشيد و اين كار پومپيوس به روميان سخت گران آمد . زيرا اگرچه او به كسان بسيارى پادشاهىها بخشيده و كشورها داده و نيز پادشاهانى را از فرمانروايى بىبهره ساخته بود . از جمله آنتيگونوس « 2 » پادشاه بود كه فرمان داد گردنش را زدند و اين كيفر را براى نخستين بار درباره او به كار بستند . ولى هيچ يك از آن بخششها و كارها ماننده اين يكى شرمآور نبود . روميان خشمناك شدند و اين خشم آنان بيشتر گرديد ، زمانى كه دانستند كلئوپترا دو بچه در يك شكم از او زاييده كه يكى را الكساندر و ديگرى را كلئوپترا نام داده و باز يكى را آفتاب و ديگرى را ماه لقب نهادهاند . ولى خود آنتونيوس كه مىدانست براى اين كار بسيار شرمآور چه رنگ دلنشينى بدهد چنين مىگفت : روم از راه كشور بخشى بيشتر بزرگى مىيابد تا از راه كشورستانى و بهترين راه براى پر كردن جهان از خون گرانمايه رومى همين است كه در هر كجا با پادشاهان پيوند كنند و خاندانهاى رومى در ميان آنان پديد آورند . چنانكه خود ما از پشت هركليس « 3 » پديد آمدهايم . زيرا هركليس براى پديد آوردن فرزندان به يك زهدان بسنده نكرد و هرگز خود را پا بسته قانونهاى سولون « 4 » و ديگران نساخت . بلكه آزادانه جلو خواهش طبيعت را رها كرد و در سايه اين كار آن همه خاندانها را پديد آورد . بر سر اشكانيان بياييم : فراهات « 5 » پس از آنكه پدر خود هوروديس را بكشت و رشته فرمانروايى را به دست گرفت بسيارى از اشكانيان از نزد او گريختند كه يكى از آنان
--> ( 1 ) . Nabathaean اينان تاريخ جداگانه مفصلى دارند و به همان نام در كتابهاى عربى هم معروف مىباشند . ( 2 ) . Autigonus ( 3 ) . هركليس يكى از سرشناسترين قهرمانان افسانههاى يونان و روم مىباشد كه او را پسر زئوس دانسته يك رشته سفرها و لشكركشيها و دليريها و شهر بنيادگزاريها به نام او ياد مىكنند . همچنين خاندانهاى بسيارى در يونان و خاندانهاى پادشاهى ماكيدونى و روميان و پادشاهان لوديا همه خود را از نژاد او مىشمارند اين است كه انتونيوس هم نژاد خود را به او مىرساند و از اينكه او در هر كجا زنى مىگرفته و خاندانى از خود پديد مىآورده افتخار مىنمايد . ( 4 ) . Solon قانونگزار معروف يونان . ( 5 ) . Fraates