پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
450
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
« 1 » پس از آنكه قرارداد ميانه انتونيوس و او كتاويوس ولپيدوس « 2 » انجام گرفت انتونيوس ونتيديوس « 3 » را روانهء آسيا ساخت تا جلو پيشرفت اشكانيان را بگيرد . « 4 » و خود او در روم بود تا
--> ( 1 ) . پس از كشته شدن كراسوس ميانه پومپيوس و قيصر كشاكش افتاده پومپيوس از روم گريخته در يكى از بندرهاى مصر كشته گرديد . چنانكه اين داستان را در جاى خود ديديم و از آن پس قيصر يگانه فرمانرواى روم بود تا كشته گرديد . پس از آن سه كس ديگر كه يكى او كتاويوس قيصر ( نوه برادر يا خواهر قيصر بزرگ ) و ديگرى انتونيوس و سومى لپيداس بوده سررشتهدار كارهاى روم گرديدند و پس از كشاكشهايى كه در ميانه روى داد ، سرانجام سراسر كشور پهناور روم را در ميان خود سه بخش كردند . بدينسان كه خود روم به دست اوكتاويوس و سوريا و آسياى كوچك به دست انتونيوس و افريقا به دست لپيداس باشد و چون زن انتونيوس به تازگى مرده بود اوكتاويا خواهر اوكتاويوس را به زنى گرفت . ولى او يك گرفتارى سختى داشت و آن كلئوپترا در مصر بود . اين زن كه بىاندازه زيبا و در كار دلربايى بىاندازه زبردست بوده و اين هنگام تاج و تخت خاندان بطلميوس به دست او افتاده بود انتونيوس را گرفتار عشق خود ساخته و اختيار او را پاك از دست گرفته بود . چنانكه انتونيوس هر زمان كه به مصر مىرفت همه كارهاى خود را فراموش ساخته به كامگزارى با وى بسنده مىكرد . اما حال اشكانيان در اين زمان و رابطه آنان با روميان پس از داستان كراسوس . اين زمان اشكانيان به حمله پرداخته و چون سراسر بين النهرين از آن ايشان شده بود لابينيوس سپهسالار اشكانى با لشكرگاه انبوهى از رود فرات گذشته در سوريا به پيشرفت آغاز كرده بود و خبرهاى بيمناك پيشرفتهاى او به انتونيوس و ديگران مىرسيد كه بازمانده داستان آنها را در متن خواهيم ديد . ( 2 ) . Lep idus ( 3 ) . Ventidius اندكى از سرگذشت و نژاد و تبار او در متن خواهد آمد . ( 4 ) . شگفت است كه در تاريخهاى ارمنى آن پيشرفت را كه اشكانيان اين زمان در بين النهرين و سوريا كرده بودند به نام خودشان مىنويسند و يكى را از سركردگان ارمنى نام مىبردند كه اين پيشرفتها با دست او