پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

418

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

همانا جمهورى در سايه بدكاريهاى شما و فرمانروايى ناستوده كه داشتيد به اين حال افتاد . همچنين او مىتوانست چنين پرسشى نمايد : آيا چگونه و به چه دليل ما مىتوانيم يقين كنيم كه اگر تو پومپيوس از اين جنگ فيروز در مىآمدى بهتر از قيصر رفتار مىنمودى ؟ ! پس ما نبايد ايرادى به حكمت بگيريم و كارهايى كه پيش مىآيد دور از حكمت بشناسيم . از آنجا پومپيوس زن و فرزند خود را به كشتى نشانده روانه گرديد و به هيچ يك از بندرها نزديك نمىشد مگر گاهى كه بر آذوقه يا آب تازه نياز پيدا مىكرد . نخست شهرى كه درآمد شهر آتاليا « 1 » در پامفوليا « 2 » بود و هنگامى كه در آنجا درنگ داشت كشتيهاى جنگى با يك دسته از سپاهيان از كيليكيا نزد او آمدند و در اين هنگام شصت تن از اعضاى ستانوس بر گرد او بودند . خبرى هم رسيد كه كشتيهاى جنگى او همه درست و بىگزند مانده‌اند . نيز خبر رسيد كه كاتو دوباره سپاهيانى را به يك جا گرد آورده و همراه آنها آهنگ آفريقا كرده . پومپيوس چون اين خبرها را شنيد نزد دوستان پشيمانى مىنمود كه چرا به جنگ در خشكى مبادرت كرده و از زور دريايى خود كه در خور برابر ايستادن نبود استفاده ننموده يا چرا از كشتيهاى خود دور رفته است و نزديك آنها نبوده كه همين‌كه شكست خود را در خشكى دريافت به سوى كشتيها شتابد و دوباره رشته نيرو و سپاهى را كه از نيرو و سپاه دشمن كمتر نيست در دست داشته باشد . راستى هم خطاى بزرگى از پومپيوس و تدبير بسيار به جايى از قيصر بود كه از نزديكى دريا دور شده جنگ را به آن نقطه كشانيدند و بدينسان پومپيوس از زور دريايى خود بهره‌جويى نتوانست . به‌هرحال بايستى چاره گرفتارى امروزى را بكند و تا آنجا كه در دسترس است تدبير به كار زند . براى اين مقصود كسان خود را به پارهء شهرهاى همسايه مىفرستاد و خود او به شهرهاى ديگرى مىرفت و از مردم خواهش ياورى با پول يا سپاهى مىنمود . ليكن چون مىترسيد كه ناگهان دشمنان برسند و اين كارهاى او را ناانجام بگزارند از اينجا خواست جايى را پناهگاه خود گيرد و كنون را در آنجا از خطر ايمن باشد . با پيرامونيان در اين باره به شور

--> ( 1 ) . Attalia ( 2 ) . Pamphylia