پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

396

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

كس زبان به ستايش يكى كه در زير محاكمه باشد باز نكند . با اين قدغن خود او به محكمه آمده آشكار زبان به ستودن پلانكوس باز كرد تا آنجا كه كاتو كه قضا را در اين باره يكى از قاضيان بود دست به گوش خود گذاشت و پاسخ او را چنين گفت كه : من نمىتوانم گوش به اين سفارش كه مخالف قانون است بدهم . در نتيجه اين كار بود كه كاتو را به قضاوت نپذيرفته پيش از آنكه حكم داده شود او را برداشتند . ولى قاضيان هم پلانكوس را محكوم ساختند و جز بىآبروگرى بهره پومپيوس نشد . اندكى پس از آن هوپسايوس « 1 » كه مردى در رتبهء كونسولگرى بود تهمتى به او متوجه گرديد و او منتظر شده هنگامى كه پومپيوس از گرمابه بيرون آمده براى شام خوردن مىرفت فرصت به دست آورده خود را به پاى او انداخت و از او درخواست مهر و دستگيرى نمود ولى او پاك بيپروايى كرده چنين گفت : من اكنون كارى ندارم جز آنكه شام خودم را بخورم . و از او درگذشت . اين اندازه طرفگيرى از پومپيوس خطاى بزرگى بود و مردم هرگونه بدگويى از او مىنمودند ، ولى ديگر كارها جز تلاش پاكدلانه از او سر نزد و حكومت را به سامان و نظام آورد . در پنج ماه آخر كونسولگرى پدر زن خود را نيز به همدستى برگزيده و او را هم كونسول گردانيد . سمتهايى كه داشت براى چهار سال ديگر همچنان در دست او گزارده شد با اين شرط كه سالانه يك هزار تالنت از گنجينه براى خرج و ماهانه سپاهيان خود برگيرد . اين كار باعث شد كه دسته‌اى از هواداران قيصر پيش آمده و براى او كه آن همه نيكيها را براى جمهورى روم انجام داده بود نيز امتيازى بخواهند و چنين مىگفتند : به‌هرحال او سزاوار اين است كه دوباره به كونسولگرى برگزيده شده و سمتى كه اكنون دارد بر مدت آن افزوده شود تا بتواند بر سرزمينى كه با جنگ به دست آورده ديرزمانى به ايمنى فرمان راند و چنين نباشد كه ديگرى به جاى او رفته نتيجه كوششهاى او را بهرهء خود سازد .

--> ( 1 ) . Hypsaeus