پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

38

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

ولى مردى به نام اپيكوديس « 1 » كه زبان گويايى داشت و پدر او ايوفميديس « 2 » مرد زباندار و زيركى بود خواستار سردارى گرديده مىكوشيد تا آن را به دست آورد . ليكن او مرد كم دل و كارندان و خود بنده آز و طمع بود و از اين جهت ثميستوكليس سخت مىترسيد كه مبادا رأى بيشتر به او داده شود كه بدينسان همه كوششها بىنتيجه مانده رشته از دست بيرون رود و اين بود كه تدبير انديشيده با دادن پول او را از آن داوطلبى و كوشش منصرف گردانيد . و چون فرستاده‌اى از پادشاه ايران همراه ترجمان رسيده كه از مردم آتن آب و خاك بطلبد و اين خود علامت فرمانبردارى و زيردستى به شمار بود ثميستوكليس به همداستانى مردم شهر ترجمان را دستگير كرده به گناه اينكه فرمانهاى يك پادشاه بيابانى ( وحشى ) را با زبان يونانى در ميان مردم پراكنده مىگرداند بكشت و اين يكى از كارهايى است كه سخت پسنديده افتاده . چنان كه كار ديگر او را در زمينه آرثميوس « 3 » از مردم زيلاييا « 4 » همگى مىپسندند . و آن اينكه آرثميوس زر از سمت پادشاه ايران به يونان آورد كه به دستيارى آن يونانيان را بفريبد . ولى ثميستوكليس فرمان داد كه او را از رتبه بيانداختند و خود او و پسران و نوادگانش را از حقوق شهرى ( مدنى ) بىبهره گردانيد . اين كار بسيار بجا و خود باعث آن بود كه دو تيرگى و دشمنى در ميان يونانيان پديد نيامد و تا جنگ با ايرانيان پيشرفت داشت همگى دست به دست هم داده از دشمنى با يكديگر پرهيز جستند . در اين كار بزرگ خيلايوس « 5 » از مردم آركاديا همدست و يار ثميستوكليس بود . ثميستوكليس فرماندهى سپاهيان آتن را به عهده گرفته بىدرنگ به كار پرداخت و مىكوشيد كه مردم شهر را قانع گردانيده از شهر به درون كشتيها بكشاند و نيز مىخواست با ايرانيان در جاى بسيار دورى از يونان جنگ كرده شود . ولى چون بسيارى از يونانيان با اين عقيده موافق نبودند او ناگزير شده سپاه انبوهى را برداشته روانه تمپى « 6 » گرديد كه مگر در آن تنگه به نگهدارى تسالى كه هنوز خود را به دست

--> ( 1 ) . Epicydes ( 2 ) . Euphemides ( 3 ) . Arthimius ( 4 ) . Zelea ( 5 ) . Chileus ( 6 ) . Tempe چنان كه از خود عبارت پيداست نام تنگه‌اى در تسالى است شهرى نيز با اين نام در آنجا بود .