پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

36

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

از اينجاست كه افلاطون گفته او آتنيان را از سپاهيگرى ماهرانه به سوى درياپيمايى و كشتىرانى برگردانيد . هم از اينجاست كه كسانى نكوهش او كرده مىگفتند . نيزه و سپر را از دست آتنيان گرفته آنان را به تخته كشتى و پارو بست سيتسيمبروتوس « 1 » مىگويد : او اين تدبيرها را به نام همچشمى با ملتياديس مىكرد . بارى اين موضوع كه آيا او پاك‌دلانه و بىغرضانه در كار توده مردم دخالت مىكرد يا نه گفتگويى است كه بايد فيلسوفان بكنند و به هر حال نتوان انكار نمود كه رهايى يونان در هنگام گرفتارى خود از جانب دريا فرا رسيد و اين كشتيها كه ثميستوكليس تهيه نمود آتن را پس از ويرانى دوباره آباد گردانيد . اگر گواهى ديگرى هم بر اين سخن پيدا نكنيم كار خود خشايارشا براى گواهى بس . چه او با آنكه زور و سپاه خشكى را درست و بىگزند نگاه داشته بود با اين همه پس از شكست در دريا روى به گريختن گذاشت كه ديگر خود را براى روبه‌رو شدن با يونانيان توانا نمىپنداشت و اينكه ماردونيوس « 2 » را در آنجا باز گذاشت من چنان مىپندارم كه جز براى جلوگيرى از دنبال كردن يونانيان نبود و گرنه اميدى به زير دست كردن يونان در دل او باز نمانده بود . گفته‌اند : ثميستوكليس سخت آزمند و خواهان توانگرى بود . برخى هم گفته‌اند كه اين آزمندى براى آن بود كه هميشه مىخواست دست او باز باشد تا به خدايان قربانيهاى بسيار كرده و در ميهمانيهايى كه براى بيگانگان تهيه مىكرد شكوه بسيار نشان بدهد و پيداست كه براى اين كارها عايدى فراوان دربايست داشت . ليكن برخى تهمت طمعكارى زده و گفته‌اند تا آن اندازه خسيس مىنمود كه آنچه آذوقه براى او هديه مىفرستادند آن را نيز مىفروخت و او از ديفيليديس « 3 » كه اسب نگاه مىداشت كره‌اى خواست و چون ديفيليديس از دادن سرباز زد او را بيم داده گفت : به اندك زمانى خانه تو را به اسب چوبينى برمىگردانم . مقصودش اين بود كه ميانه او و پاره از خويشانش كشاكش و دعوى پديد مىآورد . علاقه‌مندى او به شهرت و شكوه بىمانند بود . چنان كه در زمان نوجوانى خود كه هنوز

--> ( 1 ) . Sitesimbrotus ( 2 ) . Mardnius داماد داريوش بزرگ و يكى از سرداران به نام ايران بوده كه در لشكركشى نخستين بر سر يونانيان و در جنگ پلاتاى او سردار بود و در اين جنگ آخرى كشته گرديد كه داستان آن خواهد آمد . ( 3 ) . Diphilides