پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
342
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
از خواب برخاسته ندانست مقصود از آن خواب چيست . در همان روز شهر را گرفت و مردم كيليكيا را دنبال كرد و چون آنان از راه دريا گريخته بودند به كنار دريا رسيده در آنجا تنديسهاى را ديد كه در كنار آب گزاردهاند كه كيليكياييان آورده ولى مجال بردن به دريا نداشتهاند و آن يكى از شاهكارهاى سثنيس « 1 » بود كسى در آنجا گفت : اين تنديسه اوتولوكوس بنيادگزار شهر مىباشد . گفتهاند اين اوتولوكوس پسر ديماخوس « 2 » و يكى از كسانى بوده كه همراه هراكليس از ثسالى « 3 » به جنگ آمازونان « 4 » رفت . و چون از آنجا همراه دمولئون « 5 » و فلوگيوس « 6 » برمىگشت كشتى خود را در نقطهاى از خرسونسوس « 7 » كه پيداليوم « 8 » خوانده مىشود از دست داد كه تنها خود او و يارانش با ابزارهاى جنگى كه داشتند به سينوپى آمده آنجا را از دست سوريان برگرفتند . سوريان مىگويند : او پسر سوروس « 9 » بود كه او هم زاييده از اپولو و از سنوپى دختر اسوپوس « 10 » مىباشد . بارى لوكولوس آن شنيده گفته سولا « 11 » را به ياد آورد كه در يادداشتهاى خود پند داده چنين مىگويد : هيچ باور كردنىتر و استوار داشتنىتر از خبرى نيست كه در خواب داده شود . از اين خبر كه تيكران و مثرادات درست آماده گرديده و بر آن سرند كه سپاه خود را بر لوكااونيا « 12 » و كيليكيا بيارند و قصد ايشان آن است كه پيش از وى به آسيا « 13 » درآيند لوكولوس سخت در حيرت افتاد كه اگر ارمنيان به راستى قصد جنگ با روميان داشتند پس چرا زمانى كه مثرادات هنوز نيرومند بود به يارى او برنخواستند و سپاه خود را با سپاه او يكى نساختند ، ولى
--> ( 1 ) . Sthenis ( 2 ) . Deimachus ( 3 ) . Thessalia جايى در ماكيدونى ( 4 ) . Amazon چنان كه در جاى ديگرى گفتهايم مقصود از آمازون گروهى است كه در افسانهها ياد شده و چنين مىپنداشتند كه همه ايشان زن هستند و مردى ميان خود ندارند . ( 5 ) . Demoleon ( 6 ) . Phlogius ( 7 ) . Chersonesus ( 8 ) . Pedalium ( 9 ) . Surus ( 10 ) . Aspus ( 11 ) . Sylla يكى از سرداران معروف روم كه به ديكتاتورى رسيد ( 12 ) . Lycaonia ( 13 ) . مقصود آسياى كوچك است .