پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

324

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

پرسشهاى شگفتى كه مىكنى جز در انتظار پاسخهاى شگفت مباش . سپس از ديگرى پرسيد : يك مردى چه كند كه نزد مردم بسيار گرامى باشد . او چنين گفت : نيرومند بوده ولى سهمناك نباشد . از هفتمى پرسيد : يك مردى چگونه مىتواند خدا شود . پاسخ داد : بايد آن كند كه جز از خدا برنمىآيد . هشتمى پاسخ داد : زندگى نيرومندتر از مرگ مىباشد زيرا مىتواند به آنهمه ، بدبختيها شكيبايى كند . از آخرين چون پرسيد : تا چه اندازه شايسته است كه آدمى زندگى كند ؟ پاسخ داد : تا اندازه‌اى كه مرگ را بيشتر دوست دارد تا زنده ماندن را . اين زمان الكساندر روى به آن كسى كرد كه او را به داورى برگمارده بودند و فرمان داد كه داورى خود را بنمايد : او چنين گفت : آنچه من فهميدم هر يكى از اينان بدتر از ديگرى پاسخ داد . الكساندر گفت : اگر داورى شما اين باشد نخست خود شما كشتنى خواهيد بود . او پاسخ داد : نه ! مگر آن گفته شما كه هر كه پاسخ بد داد كشته خواهد شد دروغ باشد . كوتاه سخن ؛ الكساندر به هر كدام بخششى كرده همه را آزاد ساخت . ولى به فيلسوفان ديگر كه مشهورتر از اينان بودند و هر كدام در گوشه‌اى تنها مىزيستند