پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

279

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

اين فيروزى تغيير بسيارى در چگونگيها داده كار را بر الكساندر آسان گردانيد . زيرا ساردس « 1 » كه پايتخت سرزمين كنار دريا و نشيمن سپاه ايران بود و نيز شهرهاى بزرگ ديگر به او واگذارده شد . تنها هاليكارناسوس « 2 » و ميلتوس « 3 » ايستادگى كرد كه هر دوى آنها را نيز با شمشير گشاده و گزند از مردم آنها دريغ نساخت . پس از اين الكساندر دو دل گرديده نمىدانست كدام راهى را پيش گيرد . گاهى مىانديشيد كه بر سر داريوش رفته هر چه زودتر كار را با او يك‌سره سازد گاهى مىپنداشت كه به پيراستن شهرهاى كنار دريا كوشيده تا از كار آنها اطمينان پيدا نكند در جستجوى دشمن نباشد . سرانجام انديشه نخست را بهتر دانسته آهنگ كيليكيا و فنيقيا كرد و سپاه خود را از كنار دريا بگذارند و از جاهايى كه دست بر آنها يافت يكى فاسيليس « 4 » و ديگرى لادرس « 5 » بود . نيز پسيديان « 6 » را كه به دشمنى او برخاسته بودند زبون ساخته به سرزمين فروگيان « 7 » درآمد و به شهر بزرگ آنان به نام گورديوم « 8 » چيره گرديد . از آنجا آهنگ پافلاگونيا « 9 » و كاپودوكيا « 10 » كرده به همه آنها دست يافت و در اينجا بود كه خبر مرگ ممنون « 11 » را شنيد و او بهترين سركرده داريوش در شهرهاى كنار دريا بود كه هرگاه نمىمرد بىشك مانع بزرگى در برابر پيشرفت الكساندر مىشد و اين بود از اين خبر بر دليرى افزوده در شتافتن به ميانه آسيا ترديدى برايش باز نماند . داريوش اين زمان از شوش درآمده به سوى الكساندر راه برگرفته بود و به سپاه انبوه خود كه به ششصد هزار تن مىرسيد پشتگرمى فراوان داشت . و چون درنگ آلكساندر در كيليكيا بيش از اندازه شد داريوش باعث آن را ترس پنداشته پشتگرميش بيشتر گرديد . ولى

--> ( 1 ) . Sardis ( 2 ) . Halicarnassus شهرى در آسياى كوچك كه يونانيان نشيمن داشتند . ( 3 ) . Miletus شهرى يونانى در آسياى كوچك ( 4 ) . Phaselis ( 5 ) . Ladders ( 6 ) . Pcidia ( 7 ) . Phrygia كوره‌اى از آسياى كوچك ( 8 ) . Gordium ( 9 ) . Paphlagonia جايى در آسياى كوچك در غرب رود هالوس ( قزل ايزماق امروزه ) ( 10 ) . Cappadocia جايى در آسياى كوچك كه نام آن در تاريخها بسيار آمده ( 11 ) . Memnon