پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

276

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

پرديكاس گفت : سپاهيان تو همگى در اين مالها شركت دارند . و بدينسان از پذيرفتن زمينهايى كه نامزد او كرده بود سرباز زد . هم‌چنين برخى ديگر از دوستانش پيروى از پرديكاس كرده چيزى نپذيرفتند . ولى آنان كه پذيرفتند يا خودشان خواستار گرديدند به هر كدام چيزهايى به دلخواه بخشيده آنچه از پدرش مانده بود همه را در اين راه صرف كرد . اكنون با اين عزم استوار و با چنين دلى روشن بود كه الكساندر از هلسپونت « 1 » گذشت . درتروى « 2 » قربانى براى منيروا نموده به ياد قهرمانانى كه در آنجا زير خاك رفته بودند جشن بر پا كرد و باده‌ها به زمين ريخت . به ويژه به ياد آشيل « 3 » كه سنگ گور او را با روغن ماليده و به رسم كهنى كه داشتند همراه دوستان خود پا برهنه بر روى گور او اين سو و آن سو دويدند و بر روى آن گور بساكهاى گل گزاردند . نيز الكساندر نام او را بر زبان رانده از اينكه او را در زندگى دوست پايدارى بود و چون مرد شاعرى به آن شهرت « 4 » كارهاى او را شهره جهان ساخت ياد نيكى از او كرد . هنگامى كه الكساندر به ديگر شگفتيهاى تروى و با چيزهاى بازمانده از زمانهاى باستان تماشا مىكرد به او گفتند كه به تماشاى چنگ پاريس « 5 » هم برود و او پاسخ داد به چنين تماشايى نخواهم رفت و آن را در خور تماشا نمىدانيم . من از ديدن چنگ آشيل شادمان خواهم بود كه هميشه با آن ياد دليريهاى قهرمانان را مىكرد . در اين هنگام يكى از فرماندهان لشكر داريوش سپاه بزرگى گرد آورده در آن سوى رود گرانيكوس « 6 » لشكرگاه ساخته بود و الكساندر براى درآمدن به آسيا ناگزير بود كه در اين آستانه آسيا كارزارى كند . كسانى از ژرفى آب رود يا از سختى و بلندى كنار ديگر آن انديشه

--> ( 1 ) . Heliespont معنى كلمه « پل يونانى » است و نام باستان تنگه داردانل مىباشد . ( 2 ) . Trtoy شهريست در آسياى كوچك كه چون هومروس نام آن را برده معروف شده . ( 3 ) . Achil يكى از قهرمانان معروف الياده هومروس مىباشد . ( 4 ) . مقصود هومروس شاعر معروف يونان است كه الياده را نظم كرده . ( 5 ) . Paris يكى از نامهايى است كه در مثولوجى يونان آمده - نام دختريست - در اين بخش در ترجمه برخى جمله‌ها را انداخته‌ايم . ( 6 ) . Granicus رودى در آسياى كوچك .