پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
256
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
بدخواهان كشف گرديد ، بدينسان كه دسته بزرگى از شهريان اسپارت در خانههاى يكديگر انجمن كرده نقشه شورشى مىكشيدهاند . در اين باره سختى همه آن بود كه چگونه قانون را درباره آنان به كار ببندند و چگونه از گناه آنان چشم بپوشند . اگيسيلاوس با ايفوران به شور نشسته چنين تصميم گرفت كه آنان را در نهان كشتار نمايند و اين كارى بود كه تا آن زمان درباره هيچكس از شهريان اسپارت روى نداده بود . در همان هنگام بسيارى از هلوت « 1 » و مردم بيرون شهر كه در لشكرگاه بودند نيز جاهاى خود رها كرده به سوى دشمن مىرفتند و چون اين كار مايه دلشكستگى شهريان مىشد اگيسيلاوس برخى از سركردگان را واداشت كه هر روز بامداد در لشكرگاه جستجو نموده اگر كسى به سوى دشمن گريخته ابزارهاى او را از ميان برگيرد كه بدينسان شهريان از انبوهى آن كسان آگاه نباشند . تاريخنگاران در اين باره اختلاف دارند كه براى چه ثبيسيان از سر شهر اسپارت برخاستند . برخى مىگويند : زمستان فرا رسيده ناگزيرشان گردانيد زيرا سپاهيان آركاديا كه پراكنده مىشدند ديگران نيز ناگزير گرديدند . برخى هم مىگويند : چون سه ماه در آنجا درنگ كرده سراسر آباديها را ويران ساخته بودند ديگر ايستادگى ننمودند . ثئوپوميوس يگانه تاريخنگار است كه مىنويسد سرداران بويوتيا خود ايشان آهنگ باز گشت را داشتند . فركسوس « 2 » اسپارتى هم نزد ايشان آمده از جانب اگيسيلاوس ده تالنت پيشنهاد كرد كه از آنجا بازگرداند و بدينسان ايشان را كارى مزدور گرفت كه خودشان انديشه كردن آن را داشتند . ولى من نمىدانم اين تاريخنگاران چگونه به اين راز دست يافته ، بههرحال هم مورخان در اين باره زبان يكى دارند كه رهايى اسپارت در اين هنگام گرفتاريش جز ميوه دانش و خرد
--> ( 1 ) . Helot اسيرانى كه به بندگى نگاه مىداشتند با اين نام مىخواندند . ( 2 ) . Phrixus