پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

250

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

يك طبيب سوراكوسى به معالجه او پرداخته دستور داد از زير كعب رك بكشانيد و چون اين كار را كردند درد و آماس فرو نشست . ولى چون خون بىاندازه بيرون مىآمد اگيسيلاوس ناتوان گرديده بىهوش افتاد . به سختى جلو خون را گرفتند و او را به اسپارت به خانه خود آوردند ولى تا ديرزمانى حال بدى داشته ياراى آنكه به‌پاخيزد و روانه جنگ شود نداشت . در اين ميان بخت از اسپارت برگشته در جنگهاى بسيارى در دريا و خشكى شكست مىخورد و سخت‌ترين آنها شكستى بود كه در تيگوراى « 1 » براى نخستين بار از دست ثبيسيان خوردند . از اين جهت همه شهرهاى يونان را به آشتى و آرامش خواندند و از هر جا نمايندگان به اسپارت آمدند . در ميان اين نمايندگان يكى هم اپامينوانداس « 2 » ثبيسى بود كه اين زمان تنها در فلسفه شهرت داشت و هنوز بر زبردستى خود در سردارى دليلى نشان نداده بود . او چون مىديد نمايندگان همگى در برابر اگيسيلاوس فروتنى مىنمايند و برو چاپلوسى مىكنند خويشتن خوددارى نشان داده سنگينى را كه شايسته يك نماينده مىبود از دست نمىهشت و چون به سخن درآمد نه تنها گفتگوى ثبيس را مىكرد بلكه از همه شهرهاى ديگر هوادارى نموده مىگفت اسپارت در سايه جنگها بزرگ گرديده به همه شهرهاى ديگر چيرگى مىنمايد . درباره پيمان آشتى نيز مىگفت بايد همه شهرها را برابر گرفت و يكى را بر ديگرى برترى نگذاشت و همانا چنين پيمانيست كه مىتواند پيشرفت كند و نتيجه از آن به دست بيايد . اگيسيلاوس چون مىديد ديگر نمايندگان به گفتار اپامينوانداس به دقت گوش داده از سخنان او خرسندى مىنمايند به جلوگيرى از آن برخاسته چنين پرسيد : آيا اين برابرى و يكسانى كه مىگويى شامل شهرهاى بويوتيا نيز خواهد بود كه آنها نيز آزاد باشند ؟ اپامينوانداس بىآنكه خود را ببازد در زمان پاسخ گفت : شهرهاى لاكونيا چسان ؟ آيا يكسانى و برابرى شامل آنها خواهد بود كه آزاد باشند ؟ اگيسيلاوس از اين پاسخ از جاى خود تكان خورده پرسيد : پس از همه‌ى اين سخنها آيا شهرهاى بويوتيا آزاد خواهد بود ؟

--> ( 1 ) . Tegyrae ( 2 ) . Epamiandas