پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

244

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

كنارهاى لاكونيا را به دست گرفتند و به خرج فارنابازوس ديوارهاى آتن را دوباره بالا آوردند . در اين زمان بود كه لاكيدومونيان بهتر دانستند با پادشاه ايران از در صلح درآيند و اين بود كه آنتالكيداس را براى اين مقصود نزد تريبازوس « 1 » فرستادند و او در اين كار نامردانه همگى يونانيان آسياى كوچك را كه آگيسيلاوس در راه آزادى آن جنگها را مىنمود زير پا گذاشت . به‌هرحال نكوهش اين كار نه بر آگيسيلاوس بلكه بر انتالكيداس است كه دشمن سخت او بود و خود از اين جهت شتاب بر صلح داشت و پافشارى مىنمود كه پيشرفت جنگ روزبه‌روز بر شهرى و بزرگى اگيسيلاوس نيافزايد . بااين‌حال چون كسى به عنوان ريشخند گفت : لاكيدومونيان به سوى ايرانيان مىروند . آگيسيلاوس پاسخ داد : نه ! بلكه ايرانيان به سوى لاكيدمونيان مىآيند . سپس هم كه برخى يونانيان درباره آن صلح ايستادگى از خود مىنمودند اگيسيلاوس آنان را تهديد به جنگ نمود و بر پذيرفتن و كار بستن شرطهاى آن واداشت و همانا مقصود او اين بود كه مردم ثبيس را از نيرو بياندازد و ناتوان گرداند . زيرا يكى از شرطهاى صلح اين بود كه بويوتيا آزاد باشد « 2 » اين كينه‌توزى او با ثبيس سپس بهتر از اين هويدا گرديد . در آن هنگام كه فويبيداس « 3 » هم زمان صلح و آسايش در كادميا « 4 » را به دست آورد و اين كار پاك ناحق و بى جا بود . از اين جهت همه يونان از آن به صدا درآمد و خود لاكيدمونيان نيز آن را نپسنديدند و

--> ( 1 ) . TriBazus والى آسياى كوچك كه از جانب پادشاه هخامنشى فرستاده شده بود . ( 2 ) . بويوتيا آن كشورى از يونان بود كه شهرهاى بسيار داشت و ثبيس شهر بزرگ آنجا بود و چون ثبيسيان هميشه مىكوشيدند سراسر آنجا را در دست داشته بر ديگر شهرها فرمان رانند اسپارتيان با آنان دشمنى نموده مىخواستند ديگر شهرهاى آنجا آزاد و خودسر باشند . ( 3 ) . Phoebiadas ( 4 ) . Cameda دژى از ثبيس بود كه چون در اين شهر دسته‌اى هوادار دموكراسى و دسته‌اى هوادار ايستوكراسى بودند ، سردستهء اريستوكراسيان فويبيداس اسپارتى بود كه سركردهء سپاهيان اسپارت را كه در بيرون شهر نشيمن داشتند نهانى به شهر آورده و دژ را به او داد و سردستهء دموكراسيان را دستگير و بند نمود .