پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
23
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
آنجا داشتند انبوهى از مردم آنجا نژاد يونانى داشتند و چنان كه مىدانيم سرچشمه همه آن كشاكشها دخالت يونانستان در كار اين يونانيان آسيايى بود . پس اين زمان كه يونانيان نيرومند گرديده دريا را در اختيار خود داشتند ناگزير اينان نيز در اين جاى خود به نافرمانى و سركشى دلير مىگرديدند . از اين جهت دولت هخامنشى براى نگهدارى آسياى كوچك بايستى تدبيرى بيانديشيد و آن تدبير بهتر از همه پديد آوردن دشمنى در ميانه خود يونانيان بود . زيرا اسپارت و آتن دو شهر بزرگ يونان از باستان زمان همچشمى با هم مىنمودند و آنگاه آتن حكمرانان خود كامهاى را كه داشت بيرون كرده بنياد حكمرانى را آيين دموكراسى برگزيده بود و از آن سوى اسپارت هوادار آريستوكراسى بود كه اين اختلاف خود مايه دشمنى ميانه دو شهر و هواداران آنان مىشد . ولى زمانى كه ايران با آن سپاه انبوه خود روى به يونان آورد چون همه شهرها خود را در برابر خطر مىديدند ناگزير دشمنى و همچشمى را نهاده با هم دست يكى كرده بودند . ليكن اين زمانى كه آن خطر از ميان برخاسته و آتن و اسپارت هر يكى جمهورى بزرگى پديد آورده بود . ناگزير بازار همچشمى بار ديگر گرم گرديده دشمنيها رونمودن گرفت و كمكم كار به يك رشته جنگهايى كشيد كه در تاريخ به نام « جنگهاى پلوپونيسوس » معروف است و از سال 431 پيش از ميلادى آغاز شده و تا سال 404 امتداد داشته و چون الكبياديس و لوساندير از پيشوايان مهم اين جنگها بودهاند . از اينجا پلوتارخ در سرگذشتهاى اين دو تن مقدارى از داستان آن جنگها را نيز ياد كرده . كاركنان سياسى ايران كه در آسياى كوچك نشيمن داشتند و از حال و كار يونانستان آگاهى درست به دست مىآوردند آن دشمنى و همچشمى يونانيان استفاده نموده تا مىتوانستند دامن به آتش فتنه مىزدند . اين كارى است كه ما نمىپسنديم و جز نيرنگ و فتنهانگيزى نمىشماريم . چيزى كه هست خود يونانيان اينگونه نيرنگها را جايز شمرده به كار مىزدهاند . چنان كه پلوتارخ گفتههايى در اين باره از ثميستوكليس و لوساندير و اگيسيلاوس نقل نموده .