پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

199

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

اگرچه اين خطاى بزرگ از كوروش سرزد كه سرمستانه خود را به خطر انداخته پرواى جان خود را نكرد . ليكن نكوهش بيش از همه بر كليارخس است . زيرا او تيپهاى يونانيان را روبه‌روى دسته‌هاى عمده سپاه دشمن كه پادشاه نيز در ميان آنها بود نكشانيد و از اين ترس كه مبادا يونانيان را گرد فراگيرند دست چپ لشكر خود را پيوسته به كنار آب نگاهداشته از آنجا حركت نكرد . اگر مقصود تندرستى و آسودگى بود و بايستى بيش از هر چيزى در بند نگهدارى خود بود بهتر آن بود كه كليارخس از شهر خود بيرون نيامده باشد . ولى پس از آنكه از كنار دريا تا آنجا هزار و سيصد ميل كمابيش راه پيموده و سنگينى ابزارها و فرسودگى را در آن مسافت دراز تحمل نموده و اين كار را با ميل خود و به قصد پادشاه ساختن كوروش به گردن گرفته بود ديگر نبايستى در روز جنگ در پى تندرستى و آسودگى خود بوده جايگاهى را براى سپاه برگزيند كه تنها براى آسودگى خود او نه براى آسودگى كوروش مناسب نبوده . چنين كارى دليل است كه كليارخس ترس كرده و در آن هنگام كارى را كه بايستى انجام دهد فراموش نموده و بر مقصودى كه از آن سفر او منظور بوده خيانت كرده . از خود حادثه پيداست كه آن دسته سپاهى كه بر گرد سر شاه بودند اگر حمله‌اى از يونانيان مىشد تاب ايستادگى نياورده به زودى از ميان برداشته مىشدند ارتخشثر هم گريخته با زخمى مىافتاد و بدينسان كوروش نه تنها از گزند آسوده مىماند بلكه به تخت و تاج نيز دست مىيافت . پس كليارخس در نتيجه آن احتياطكارى خود بيشتر مايه خرابى كار كوروش بوده و بيشتر شايسته نكوهش مىباشد تا خود كوروش . در نتيجهء آن تندى و بيخردى خود اگر ارتخشثر كوششها كرده تدبير به خرج مىبرد كه يونانيان در جايگاهى بايستند كه با اندك‌ترين گزندى آنان را دفع نمايد همانا جايگاه ديگرى جز از آنكه كليارخس براى آنان برگزيده و دورترين نقطه از ايستگاه پادشاه و پيرامونيان او بود پيدا نمىكرد . در همين جايگاه كليارخس بر دشمن چيرگى يافت ولى كوروش از دورى جا از فيروزى استفاده نتوانسته و پيش از آنكه آگاهى يابد از پا افتاده راه نابودى را پيش گرفت . كوروش بهتر از همه دانسته بود كه سپاه يونانى به چه كار بپردازند و به كليارخس فرمان