پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

185

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

پس از آنكه او به فريفتن وحى اپولو مىكوشيد و نتوانست و نيز زن كاهن دودونا « 1 » را آزمود و فريفتن نتوانست ناگزير شده به سوى آمون رفت و در آنجا با پاسبانان پرستشگاه گفتگو كرده خواست آنان را با پول بفريبد ، ولى آنان از اين كار او رنجيده كسى را به اسپارت فرستادند كه لوساندير با اين همه هنوز دست از كار برنداشته و به چاره‌هاى ديگرى برخاسته چيزى كه هست نتيجه‌اى از اين كارها برنداشته و اندكى پس از آن بمرد . « 2 » مرگ او پيش از برگشتن اگيسيلاوس از آسيا در نتيجه جنگهاى پيش آمده يا به عبارت بهتر خود او پيش آورده بود . « 3 » زيرا روايت بر دو گونه است و كسانى او را باعث آن جنگها دانسته و كسانى مردم ثبيس را گناهكار شمرده‌اند و برخى نيز هر دو را گناهكار مىدادند . بر مردم ثبيس اين نسبت را مىدهند كه پولى به دستيارى اندروكليديس « 4 » و آمفيتيوس « 5 » از پادشاه ايران گرفته كه جنگهايى در يونان پديد آورده اسپارتيان را خفه گردانند . اين است آنان بر فوكيس هجوم برده آنجا را ويرانه گردانيدند . از آن سوى گفته‌اند : چون مردم بيش از دهيك براى خود رسد مىخواستند از اينجا لوساندير به دشمنى آنان برخاست زيرا ديگران كه در آن جنگها همدست او بودند چنين شكايتى را نمىكردند . نيز آنان پولهايى را كه لوساندير به اسپارت فرستاد عنوان كرده بدگويى از او مىنمودند . ليكن آنچه بيش از همه مايه دل‌آزردگى لوساندير از مردم بيش بود اينكه به دستيارى ايشان آتنيان بر پيدا كردن آزادى خود مىكوشيدند . زيرا سى تن بيدادگر كه لوساندير بر آتنيان برگمارده بود چنين اعلان داده بودند كه همه گناهكاران سياسى آتنى در هر شهرى كه هست بايد بند كرده شود و هر شهرى كه آنان را پناه دهد از پيمان همدستى يونانيان بيرون خواهد بود . در پاسخ اين اعلان ايشان مردم ثبيس هم اعلانى بيرون دادند كه خود نمونه‌اى از خون و غيرت هركوليس و باخوس بود و آن اينكه همه شهرها و خانه‌هاى بويوتيا درهاى آنها به روى گريختگان آتنى باز است و هر كس كه يك گريخته‌اى را گرفتار ببيند و به يارى او نشتابد

--> ( 1 ) . Dodona ( 2 ) . پلوتارخ شرحى در زمينه آن كارهاى لوساندير آورده كه چون عنوان تاريخى نداشت ما از ترجمه آن‌ها چشم پوشيده‌ايم . ( 3 ) . مقصود يك رشته جنگهايى است كه ميانه اسپارت دشمن آغاز شده بود و خود يكى از داستانهاى مهم تاريخ يونان است . ( 4 ) . Androclides ( 5 ) . Amphitheus