پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
18
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
اين جنگ كه مىتوان آن را رستاخيز يونانستان شمرد در سال 470 رويداد و يكى از كسانى كه در اين جنگ سررشتهدار بودند ثمسيتوكليس و ديگرى آرپستيديس بود كه سرگذشت هر دو را ترجمه نمودهايم . دامنه اين جنگ حادثه پلاتاى مىباشد كه در سال 479 رويداد و ماردونيوس سپهسالار بزرگ ايران كه داماد داريوش بود كشته گرديد داستان اين حادثه را هم پلوتارخ در سرگذشت اريستيديس آورده است . مطلبى كه در اينجا بايد باز نمود اينكه يونانيان چون قلم در دست خودشان بوده تا توانستهاند خود را شايستهتر و برازندهتر نشان داده و ايرانيان و كارهاى آنان را بىارج و بها نمودار گردانيدهاند . از جمله از سخنان ايشان چنين بر مىآيد كه ايرانيان فن جنگ را نمىشناختند و چنان دليرى كه با دليرى يونانيان برابرى تواند كرد نداشتند ليكن ما در داستان اريستيديس خلاف اين مطلب را پيدا مىكنيم . زيرا مىبينيم كه پااوسانيانس با اريستيديس گفتگو و كشاكش درازى در اين باره با هم دارند كه چون در اين جنگ ايرانيان دستههاى مهمى را از يونانيان همدست خود داشتند و ماردونيوس آنان را در دست راست صفهاى خود و سپاهيان خود ايران را در دست چپ جاى مىداده و آن سوى در لشكر يونانيان چون اسپارتيان دست راست را مىگرفتهاند ناگزير با خود ايرانيان روبهرو مىشدهاند . پااوسانياس مىگويد اسپارتيان و آتنيان جاى خود را در صفبندى تغيير بدهند كه از آن پس آتنيان با ايرانيان روبهرو گردند و بهانه اين كار آن را ياد مىكند كه چون پيش از آن در ماراتون آتنيان با ايرانيان جنگ كردهاند راه جنگ آنان را بهتر مىشناسند . از آن سوى آتنيان چون مقصود درونى پااوسانياس را مىدانستند از پذيرفتن پيشنهاد او باز مىايستند ولى اريستديس به ميانجيگرى برخاسته گفتگو را از ميان برمىدارد . آيا اين دليل آن نيست كه ايرانيان در دليرى پاى كم از يونانيان نداشته بلكه از آنان دليرتر بودهاند . نيز در ارقامى كه اين تاريخنگاران يونان درباره شماره لشكر ايران و شماره كشتگان ايشان مىدهند ترديد بسيار بايد داشت . از جمله در همين داستان جنگ پلاتاى آيا باور كردنى است كه از ايرانيان دويست و شصت هزار كس نابود گردد و از يونانيان تنها هزار و سيصد تن نابود شود ؟