پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
179
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
آزادى و خودسرى باشد اين بود خواست به سفرى برخيزد و مدتى در آن آسوده و آزاد به گردش و تماشا بپردازد ، هم چون اسب كه چون او را از چراگاه آزاد به اصطبل آوردند يا به كارى واداشتند تا خرسندى مىنمايد و دوباره آزادى مىخواهد . آنچه را كه ايفوروس دربارهء اين سفر و علتهاى آن سروده آن را نيز در جاى خود خواهم آورد . با آنكه ايفوران به آسانى اجازه بيرون رفتن نمىدادند او آهنگ رفتن نمود و چون در راه بود پادشاهان ديدند كه اگر شهرها را همچنان در دست دوستان و هواداران او بازگزارند در آن حال چنانست كه خود او هنوز به يونانستان فرمان مىراند اين بود كه تدبيرهايى براى برانداختن دوستان او از كار و بازگردانيدن فرمانروايى مردم بيانديشيدند . ولى بر سر اين كارها شورش پديد آمد و بيش از همه آتنيان از فولى « 1 » بر سر سى تن فرمانروايان خود تاختند و بر آنان فيروز درآمدند . اين بود كه لوساندير با شتاب به يونان بازگشته لاكيدومنيان را بر اين واداشت كه به هواداران اوليگارشى ياورى نمايند و هواداران دموكراسى را سربكوبند . اما با آتنيان بيش از همه صد تا لنت نزد سى تن فرستادند كه خرج جنگ كنند و خود لوساندير به نام سردار به يارى آنان شتافت . ولى پادشاهان چون بر او رشك مىبردند و مىترسيدند كه دوباره او آتن را بگشايد اين بود تصميم گرفتند يكى از ايشان سمت سردارى داشته باشد و براى اين كار پااوسانياس « 2 » برگزيده شد و او چون روانه گرديد اگرچه در بيرون خود را هوادار بيدادگران مىنمايد و به دشمنى مردم مىكوشيد ولى در نهان براى صلح تلاش داشت تا به جنگ نياز نباشد و لوساندير دوباره آنجا را نگشايد و دوباره سررشتهدار كارهاى آتن نگردد . اين كار را او به آسانى انجام داد و با آتنيان صلح كرد و شورش را خوابانيد و بدينسان راه بهانه را براى هوسهاى لوساندير بسته داشت . اگرچه پس از ديرى آتنيان دوباره به شورش برخاستند و او در اين باره نكوهشها مىديد . زيرا مردم چنين باور كردند كه هر زمان كه اليگارشى برداشته شود دوباره آشوبها پديدار خواهد بود و از اين جهت لوساندير هر چه
--> ( 1 ) . Phyle ( 2 ) . Pausanias يكى از دو پادشاه اسپارت