پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

174

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

مباركباد مىگفتند و آن روز را عيد آزادى خود مىشمردند . سپس لوساندير به تغيير آيين حكمرانى پرداخته سى تن در شهر و ده تن در پيرامون براى اين كار برگماشت . نيز سپاهيانى را در ارك به پاس‌دارى گمارده و كالبيوس « 1 » اسپارتى را به حكمرانى آنجا گماشت . اين مرد چون ايوتولوكوس « 2 » پهلوان پاشنه او را لگد كرده به زمينش انداخته بود چوب بر وى كشيد كه بزند اين آيوتولوكوس كسى است كه گزنفون كتاب خود را به نام « بزم » درباره او نوشته است . لوساندير چون اين خبر را شنيد همين اندازه گفت : كالبيوس نمىداند چگونه بر مردم آزاد فرمانروايى كند . ولى سى تن بىدادگر براى خوشنودى كالبيوس آيوتولوكوس را بكشتند . لوساندير از آنجا به ثراك سفر كرد و آنچه را كه از پولهاى خراج در نزد او باقى مانده بود و ارمغانها و تاجهايى كه براى او رسيده و خود از گرانبهاترين چيزها بود - زيرا او كه اين زمان اختيار سراسر يونان را داشت هر كس بهترين ارمغان را براى او مىفرستاد - همه اينها را گرد آورده به دستيارى گوليپوس « 3 » كه بيش از آن در سيكيلى فرماندهى كرده بود به لاكيدومون فرستاد و چنين گفته‌اند كه گوليپوس در راه كيسه‌ها را از ته شكافته و از هر كدام مقدار مهمى سيم براى خود برمىداشت و دوباره آنها را مىدوخت بىآنكه بداند كه در هر يكى از كيسه‌ها نوشته‌اى هست كه ميزان نقره‌هاى آن را مىرساند . و چون بااين‌حال به اسپارت رسيد آنچه را كه از اين دزديده بود در زير خشتهاى خانه خود پنهان ساخت و كيسه‌ها را كه به قاضيان مىسپرد مهر هر يكى را كه بر سر آنها زده شده بود نشان مىداد . ولى قاضيان آن نوشته‌ها را از درون كيسه‌ها درآوردند و سيمهاى هر يكى را شمرده كمتر از ميزان نوشته يافتند از اين جهت سخت در شگفت شدند . و چون چگونگى را درنيافتند نوكر گوليپوس معما را بدينسان سرود : زير خشتها بومهاى زيادى خوابيده گويا بيشتر آن پولها سكه آتن را داشته و نشان آتنيان كه بوم باشد بر روى آنها بوده است . گوليپوس كه پس از آن همه دليريها و نيكيها به چنين خيانت پستى برخاسته بود ناگزير گرديده از لاكيدومون بيرون رفت .

--> ( 1 ) . Calibius ( 2 ) . Autolycos ( 3 ) . Gylippus